رهایی از تربیت بد والدین

10 / 10
از 1 کاربر
 
 
 
 
رهایی از تربیت بد والدین
 
 
 
محمد خرسندی – رواشناس بالینی
 
عقده ها (com plexe) در روانشناسی یونگ از اهمیتویژهای قرار دارد، یونگ عقده ها را مرکز نشینضمیر ناخودآگاه شخصی میداند، وی معتقد استعقده ها تاثیر مهمی بر سرنوشت انسانها بازیمیکنند و در رشد و هویت آنان نقش مهمی را برعهدهمیگیرند. مهمترین com plexe یا عقده ها درروانشناسی تحلیلی یونگ عقده مثبت و منفی والدیناست که تاثیرات شگرف و مهمی برای آینده فرزنداندارد. بهطور مثال اگر عقده ها را در یک پیوستارقرار دهیم یک سر آن عقده مثبت است و سر دیگرآن عقده منفی است و هر چه این عقده یا )مثبت یامنفی( به سمت مرکز آن )وسط پیوستار( نزدیک باشدفرزندان از معادل بهتری از روانی در زندگی خود
قرار دارند.اگر این تاثیر عدهی والدین مثبت باشد کودک احساسموفقیت، بهروزی، دنیای جای امن، زندگی جاییبرای تلاش و کوشش است، هویت، عزت نفس،اعتماد به نفس... میکند؛ و این در دنیای بزرگسالیاو هم ادامه مییابد و از زندگی احساس رضایتمیکند. ولی اگر والدین فرزندان خود را سرزنشکند، مدام از آنها انتقاد کند، رابطه خوبی با آنهابرقرار نکند و از آنان توقعات بیش از اندازهای داشتهباشند و یا والدین زندگی نوسیته خود را به آنان تحمیلکنند و... وقتی فرزندان بزرگ میشوند با همان حستحقیر و دوست نداشتنی بودن وارد زندگی میشوند واین موضوع باعث میشوند این دسته از فرزندانهرگز در زندگی علیرغم داشتن پول و شغل خوب احساس رضایت نداشته باشند.ذکر این نکته ضروری است که آینده دختر برایانتخاب همسر را پدر او رقم میزند و آینده پسر رابرای انتخاب زن زندگی خود را مادر میسازد.پس علیرغم اینکه پدر بر فرزند پسر خود و مادرهم بر فرزند دختر خود از تربیتی اهمیت دارد ولیپایه های ارتباط آنان با جنس مخالف برای زندگی آنانرا والدین می سازد یعنی نقش پدر برای دختر و نقشمادر برای پسر اهمیت دارد.پس اگر هر جایی از این پیوستار دچار مشکل شودفرد آنچه را که پدر و مادرش به او نداده اند از دیگرانطلب میکند که این به ساختار شخصیتی دختران وپسران لطمات جبران پذیری وارد میکند.در اینجا یک مثال میزنم که قدری موضوع را بیشترمورد کاوش قرار دهم پدری که مدام دختر خود راسرزنش میکند و از او ایراد میگیرد این دختر وقتیبزرگ میشود با یک عزت نفس پایین تحمل شنیدنانتقاد از جنس مخالف را ندارد، پس برای اینکه اینانتقادها را نشوند، پس تن به کاری میدهد تا رضایتطرف مقابل خود را به دست آورد.یا پسری که مدام تحت حمایت و مراقبت شدید مادربوده وقتی بزرگ میشود در زنان به دنبال مادر خودمیگردد.به هر حال وقتی فردی احساس ارزشمندی ندارد، به قول خانم ورناکست همیشه محکوم به تلاش و کسبموفقیت است، چون میخواهد به این طریق به خودشحق حیات بدهد و زنده بودنش را موجه سازد. چنینفردی، از خود فعالیتی که انجام میدهد لذت نمیبرد،
بلکه به خاطر نوعی احساس اجبار درونی درصددکسب موفقیت است.
چنین حالتی شاید برای خیلی از زنان و مردان تجربهشده است. روان تحلیلی کارل گوستاو یونگ فرآیندیاست که میتواند برای رهایی از بند عقده والدینکمک کند.
 
 
 

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :