طرفداران شیفته(4)

10 / 10
از 1 کاربر

طرفداران شیفته(4)

 

چارلی به لئو گفته بود عازم خرید خواربار هستند و مدیر ناحیه بعد از عمل کردن به راهنمایی های چارلی به جایی رسید به نام بازار سالی.

جمله ای بر دیوار کناری ساختمان نقش بسته بود:" بهترین خواربار فروشی دنیا" مدیر ناحیه که اتومبیل را به داخل پارکینگ هدایت می کرد یک اتقک پارکبانی را مقابل خودش دید.

پارکبان جلو آمد و با خوشرویی گفت: به بازار سالی خوش آمدید. من اتومبیل تان را پارک می کنم. این رسید دریافت اتومبیل شما و این هم فهرست اجناس مخصوص امروز. اگر توت فرنگی تازه دوست دارید می توانم آن را به شما توصیه کنم. یک کامیون توت فرنگی مستقیما از باغ آورده ایم که به جای انبار کردن روی قفسه های فروشگاه بچینیم، امروز مقداری از آن ها را خوردم واقعا فوق العاده بودند.

وقتی وارد فروشگاه می شدند مدیر ناحیه به چارلی گفت: می خواهم مقداری توت فرنگی بخرم.این پارکبان می دانست به من چه پیشنهادی بدهد. من عاشق توت فرنگی هستم. سپس مدیر ناحیه فهرستی از جیبش بیرون آورد. تا آن لحظه فراموش کرده بود که همسرش امروز تا دیروقت سرکار است و او داوطلب شده است سر راه برگشت به منزل خرید کند. این فروشگاه جای جذابی برای خرید کردن به نظر می رسید. راهروهای عریض با نور زیاد روشن و کف فروشگاه فرش شده بود.

مدیر ناحیه با خودش فکر کرد: جالب به نظر می رسد. اول فروشگاه وارلی حالا هم این جا.جهت پیشگیری از مشکلات خانواده از مشاوره خانواده کمک بگیرید.

خانم جوانی خودش را به کنار او رساند و گفت: بعدازظهر بخیر آقا! من جودی هستم و امروز مشاور و راهنمای خرید شما خواهم بود. از نگاه متعجب تان مشخص است که برای اولین بار به فروشگاه سالی می آیید. مدیر ناحیه جواب داد : همین طور است.

راهنما با اشتیاق واضح گفت: عالی است! وظیفه ی من این است که به شما کمک کنم در ازای پولی که می پردازید بهترین خرید را انجام دهید و خریدتان را تا حد امکان آسان کنم. فهرست خرید دارید؟

مدیر ناحیه گفت: بله دارم.

سپس جودی پشت میز کامپیوترش نشست لبخندی زد و گفت: اطفا کنار من بنشینید مطمئنم می توانم باعث صرفه جویی در وقت و پول تان شوم.

مدیر ناحیه به طرف میز جودی رفت و برگشت که چیزی به چارلی بگوید اما چارلی کنارش نبود. او چارلی را دید که نزدیک در نشسته و در حال واکس زدن کفشش بود. بالای سرش تابلویی بود که روی آن نوشته بود: اجازه مدهید کفشتان را واکس بزنیم؟ و زیر آن با حروف درشت نوشته بودند" مجانی"

مدیر ناحیه موقع نشستن به جودی گفت: مطمئنا واکس تان خیلی طرفدار دارد.

جودی جواب داد: گذاشتن دستگاه واکس کفش فکر دبی همکارم بود. البته حق با شماست خیلی طرفدار دارد، در واقع به اندازه ای پرطرفدار است که دبی به صندوقداری ارتقاع پیدا کرد. اگر فهرست تان را بخوانید آن را وارد کامپیتور می کنم تا ببینم در حال حاضر چه اجناسی داریم. گویا انگشتان جودی موقع وارد کردن اجناس روی صفحه کلید پرواز می کردند. یک چاپگر کنار جودی گفت: بیایید نگاهی بیاندازیم. برای شروع کامپیوتر فهرست شما را از نو مرتب کرده است. اگر پیکان های زرد رنگی را که در فرش بافته شده است دنبال کنید اولین اقلامی که از کنارشان رد می شوید در بالای فهرست شما قرار دارد و الی آخر. کنار هر مورد از اقلام فهرست پیشنهادی برای خرید مجود دارد. زمانی که مارک خاصی را به من می دهید همراه با قیمت واحد آن نمایش داده می شود و اگر جنس مورد نظر شما از نظر ارزشی بهترین کالای موجود نباشد برای مقایسه با مارک های دیگر روی فهرست کامپیوتر ارایه می شود.جهت پیشگیری از مشکلات خانواده از مشاوره ازدواج کمک بگیرید.

مدیر ناحیه گفت: که این طور! اقلامی را که کنارشان ستاره گذاشته شده است چه هستند؟

- این کالاها در فهرست شما نیستند ستاره های اقلامی را که در مسیرتان قرار دارند و خرید خوبی محسوب می شوند نشان می دهد.

مثل توت فرنگی؟

-دقیقا! مثل توت فرنگی! سپس جودی قسمت دیگری از فهرست را نشان داد و گفت: ستاره های این طرف اجناسی را که ارزش غذایی بالایی دارن مشخص می کند. اگر مربعی دیدید مثل این کنار کره ی مارکارین قرار دارد اخطار برای اجناسی است که ارزش غذایی کمی دارندو یا اصلا ارزش غذایی ندارند یا حاوی چربی فراوان هستند. اعدادی که در انتهای سنت راست هرکدام از اقلام قرار دارد مقدار چربی و درصد کالری حاصل از آن چربی ها را نشان می دهد. انجمن قلب و سرطان هر دو توصیه می کنند کالری های حاصل از چربی کمتر از سی درصد کالری های هر وعده ی غذایی را تشکیل دهد.

مدیر ناحیه گفت: عجب! حالا می فهمم چرا کنار مارگارین مربع گذاشته شده است. چون صد در صد کالری های آن از چربی حاصل می شود. جودی با خنده گفت: بله ارزش غذایی آن به اندازه ی ارزش غذایی روغن موتور است! اما من خودم دوست دارم به ذرت بو داده مقداری مارگارین بزنم. حالا دوباره به فهرست تان نگاهی بیاندازید. دستگاه بارکدی را که در انتهای فهرست آمده است هنگام تصفیه حساب می خواند و به کامپیوتر پیام می دهد که یک مشتری جدید به مشتریان فروشگاه اضافه شده است سپس مشخصات شما در کامپیوتر ما ثبت خواهد شد. به زودی من می توانم موقعی که مارک های مورد علاقه شما در فروشگاه موجود بودند حتی اگر در فهرست شما نباشند شما را مطلع کنم. یک مساله دیگر: اگر علاقمند باشید می توانید از سیستم صورت حساب اتوماتیک ما استفاده کنید. بر روی تمام کالاهای بسته بندی شده بارکدی روی برچسب وجود دارد. او یک کارت نازک مربع شکل به ابعاد دوسانتی متر را به مدیر ناحیه نشان داد و گفت: کافی است این برچسب ها را جدا کنید که به راحتی هم جدا می شود و رو به بالا در قسمت کناری سبد خریدتان بیاندازید. صندوق دار موقع خروجتان این برچسب ها را داخل یک بارکد خوان مخصوص می فرستد و ظرف چند ثانیه جمع قیمت تمام اجناس بسته بندی شده ی سبد خریدتان مشخص می شود. جهت کمک به رفع مشکل کودک خود از مشاوره کودک کمک بگیرید.

- عالی است اما برای اطمینان از صداقت مشتریان به صورت موردی کالاهایشان را هم چک می کنید؟ به نظرم خیلی راحت می توان یک برچسب را در جیب گذاشت و آن را نشان نداد.

وقتی که خریدتان را داخل کیسه ها می گذاریم تعدادی از اجناس را از زیر یک بارکد خوان رد می کنیم تا از مطابقت مطمئن شویم. البته این کار را برای گیر انداختن مشتریان متقلب انجام نمی دهیم. ما از ضرر خودمان خبر داریم اما ضررهای ناشی از دزدی در این صنعت آن قدر هم زیاد نیست.

مشتریان ما افراد درستکاری هستند.

ما بعضی اجناس را به صورت تصادفی چک می کنیم تا مطمئن شویم دستگاه ها درست کار می کنند. این سیستم هم باعث آسایش ما می شود و هم باعث آسایش مشتریان.

- کار خوبی می کنید.

- نظر خودمان هم همین است اگر موقع خرید سوالی داشته باشید هر بخشی یک مدیر در سطح فروشگاه دارد که برای کمک به شما آماده است. مدیر ناحیه خالصانه قدردانی کرد و گفت: بسیار متشکرم. سپس با فهرست جدیدش به سمت اولین راره فروشگاه به راه افتاد.

چارلی که به او ملحق شده بود گفت: مثل این که با راهنما ملاقات کرده ای .

مدیر ناحیه جواب داد: شما هم کفشتان را واکس زدید.

ادامه دارد.............

برگرفته از کتاب طرفداران شیفته

مرکز مشاوره گروه همراه سعادت آباد

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :