مفهوم ضمیر ناخودآگاه چیست؟

10 / 10
از 1 کاربر

مفهوم ضمیر ناخودآگاه چیست؟

 

مفهومش این است که برنامه ریزی تان را بررسی کنید!

عبارات تأکیدی و ذکرها( ابرازهای ذهن ) بسیار قدرتمند هستند. وقتی مطلبی را بارها تکرار کنیم، آن را از یک فکر بدون هدف به یک باور برنامه ریزی شده ارتقا می دهیم. در واقع آن را از ضمیر خودآگاهمان به ضمیر ناخودآگاه یا ذهن عادتی مان منتقل می کنیم. در این لایه های عمیق تر که اغلب ازآگاهی روزمره  ی ما پنهان است، خلبان خودکار خود را پیدا می کنیم که همان ضمیر ناخودآگاه چند کاره ی ما است  و بخش اعظم زندگی مان را اداره می کند. جهت پیشگیری از مشکلات خانوادگی از مشاوره ازدواج کمک بگیرید.

درواقع ثابت شده که ذهن ناخودآگاه از نظر علمی یک میلیون بار تواناتر از ذهن خودآگاه است.

ضمیر خودآگاه، زندگی ما را در لحظه ی حال به عهده دارد در حالی که ضمیر ناخودآگاه ما سرگرم پردازش افکار گذشته و آینده است. ضمیر خود آگاه مااغلب از لحظه ی حال دور می شود ( که به همین دلیل هم مردم در تعمق و تمرکز دچار مشکل می شوند) و ضمیر ناخودآگاه ما امور را به دست می گیرد. ضمیر ناخودآگاه توانایی رانده شدن از زمان حال و بررسی گذشته و آینده را ندارد و همیشه در لحظه ی حال به سرمی برد.

 

ضمیر ناخودآگاه

با باورهای پنهانی خود چه چیزهایی را به زندگی تان جلب می کنید؟ اگر آگاهانه به خود بگویید که لیوانتان پر است اما برنامه ریزی های ضمیر ناخودآگاهتان آن را نیمه خالی ببیند چه؟ اگر توانایی انجام کارها را در خود می دیدید اما اعتقادات پنهانی تان عکس این پیام را به شما می دادند چه؟ جای تعجب نیست که نیروی اراده در مقابل ذهن عادتی ما شکست می خورد. جهت پیشگیری از مشکلات خانوادگی از مشاوره خانواده کمک بگیرید.

چالشی که همه ی ما با آن دست به گریبانیم این است که نمی دانیم در لایه های زیرین ضمیر ناخودآگاهمان چه افکاری در جریان است.

این لایه ها پایین تر از سطح آگاهی ما و پنهان هستند و چنان برای مان عادی شده اند که دیگر کل مجموعه را نمی بینیم و وقتی کسی می گوید: ( بیرون مجموعه را در نظر بیاور )،با تعجب می گوییم: ( کدام مجموعه؟ ) ما زندگی خود را صرف حل مشکلات درون مجموعه می کنیم در حالی که مشکل اصلی ما الگوهای ذهنی و ساختارهای اعتقادی مان است. وقتی خود در درون الگوها قرار داریم، شناسایی آنها کار دشواری است.

 دوران کودکی من با رفتن به کلیسا در روزهای یکشنبه سپری شد. جمله ی ( من سزاوار نیستم) را از بر شده و چنان به این جمله خو گرفته بودم که اغلب بدون فکر یا تعمق به مفهومش، آن را بر زبان می آوردم. جهت کمک به رفع مشکل کودک خود از مشاوره کودک کمک بگیرید.

اما طولی نکشید که آموختم باید این قبیل اعتقادات را به چالش کشید و در جستجوی درک عمیق تر بود. این قبیل تعبیرات از کجا آمده اند و چرا؟ آیا اسم، تاریخ تولد و حوادث جاری زندگی من ارتباطی با این عقاید دارد؟ حقیقت این است ما چیزی را می دوزیم که شکافته ایم. حال اگر فردی بداقبال، خرافاتی، فاقد ارزش و مستعد حوادث تصمیم بگیرد که بر نردبان زندگی صعود کند چه اتفاقی می افتد؟ جواب این سؤال واضح است:

   بستگی دارد که چگونه به آن نگاه کنید.

 

تمرین

عبارات تأکیدی و ذکرهایی را که از حفظ برزبان آورده اید و آنها را در تمام طول زندگی باور داشته اید، در نظر بیاورید. این عبارت چه عواقبی در زندگی شما ایجاد کردند؟ چه مواردی ممکن بود تغییر کند اگر باورهای شما متفاوت بودند؟ احساس شما بدون این قبیل باورها و افکار محدود کننده چگونه بود؟ اکنون به بازبینی معیارهایی چون ملامت،انتقام، کنترل و بایدها و نبایدهایی که با آن بزرگ شده اید، بپردازید.

بر گرفته از کتاب نیمه ی پر

 

مرکز مشاوره گروه همراه سعادت اباد

 

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :