چراازشکست می ترسیم؟

10 / 10
از 1 کاربر

 

 

 

چرا از شکست می ترسیم؟

 

آیا هرگز والدینی را دیده اید که سعی می کنند کودک نوپای خود را را ه بیندازند؟ وقتی فرزندشان اولین قدم را برمی دارد و به زمین می خورد،واکنش آنها چیست؟ آیا با خشم فریاد می زنند؟البته که نه. آنها خوشحالند.فرزندشان راه رفته است!

پس مشکل چیست؟بعضی مواقع، در فاصله بین زمانی که یاد می گیریم راه برویم تا زمان بزرگسالی، به جای اینکه  تشویق شویم که تلاش کنیم و حتی اگر شکست خوردیم پاداش بگیریم،این طور فکر می کنیم که باید همان اولین بار آن کار را درست انجام دهیم.

مثلا در کار، از ارائه مطالب اجتناب می کنیم و می ترسیم که مانند احمقها به نظر برسیم. یا شاید، از گرفتن تصمیمات غلط و ارتکاب اشتباه می ترسیم. برای اجتناب از تنبیه شدن،کار را به تعویق می اندازیم و آرزو می کنیم که کس دیگری به جای ما این کار را انجام دهد. واقعیت موضوع این است که هیچ نوپایی تا کنون نتوانسته در اولین تلاش به مدت ده دقیقه راه برود. هیچ نوجوانی تا کنون برای اولین بار نتوانسته بدون اشتباه 100مایل رانندگی کند.جهت کمک به رفع مشکل کودک خود از مشاوره کودک کمک بگیرید.

          ما می افتیم،متوقف یا کند می شویم و این راهی برای یادگرفتن است.

 

غلبه بر ترس از شکست

کلید روانشناسی موفقیت این است که شکست را چگونه ببینیم. وقتی این اصل را پذیرفته اید که برای رسیدن به موفقیت باید تلاش کنید،گام های کلیدی بعدی اینها هستند:

*ـ راه هایی را بیابید برای اینکه یک شکست را به عنوان نتیجه ای خوب ببینید.

*ـ نام شکست را فرصتی برای یادگیری بگذارید.

          نگران شکست نباشید. وقتی هیچ تلاشی نمی کنید، نگران شانسی

                              باشید که از دست می دهید.

 

چرا از وظیفه گریزی رنج می بریم؟

بسیاری از افراد شدیداً تمایل دارند تناسب اندام داشته باشند، اما هنوز انگیزه کافی برای زود از خواب بیدار شدن و باشگاه رفتن ندارند. در قلب این موضوع این واقعیت فرار دارد که فکر کردن به چیزهایی مانند ورزش، دردناک است. وقتی شما این انتخاب را داشته باشید که از خواب بیدار شوید( در حالیکه هنوز هوا تاریک است) و خودتان را از رختخواب بکنید و قبل از کار به باشگاه بروید یا ساعتی بیشتر در خانه توی رختخواب گرم و نرم خود بمانید، واقعا انتخاب برای شما مشکل نیست؟ از خواب بیدار شدن دردناک و ماندن زیر لحاف دلپذیر است. پس ما بین انجام عملی دردناک و انجام ندادن عملی دلپذیر باید تصمیم گیری کنیم، در نهایت ما هیچ اقدامی نمی کنیم. اما این چه مفهومی دارد؟ بکی، یکی از دوستان ما برای مدت نه سال نامزد کرده و می خواستند ازدواج کنند. ترتیب مراسم عروسی داده شده بود،اما یک روز او گفت" من احساس قبلی را نسبت به او ندارم، ولی نمی توانم عروسی را کنسل کنم. این کار بسیار سخت است"

اما بکی آنقدر منطقی بود که دیدی بلند مدت تر داشته باشد. بله، کنسل کردن عروسی وحشت آور بود و نکته تسکین بخش این بود که او درباره احساسش نه با نامزدش، نه با خانواده اش و نه با هیچ یک از آشنایان صحبت نکرده بود و پول هنگفتی هدر نداده بود. با این حال، یکی فهمیده بود که اگر چه در وضعیت ( اگر اقدام کنی دردناک است و اگر اقدام نکنی مطلوب است ) قرار داشت، منطقی تر این بود که در بلند مدت به این فکر کند که  ( اگر اقدام کنم مطلوب است و اگر اقدام نکنم دردناک است ) و بنابراین سالهای زیادی را گرفتار ازدواجی نباشد که برای آن خوشحال نیست. جهت پیشگیری از مشکلات خانوادگی از مشاوره خانواده کمک بگیرید.

بنابراین رابطه بین اینکه چیزی را دردناک یا دلپذیر ببینیم، در بلند مدت اهمیت زیادی دارد. به آن صبح سرد و تاریک باز می گردیم. اگر شما رفتن هر روزه به باشگاه را عقب می اندازید، یک دید بلند مدت تر داشته باشید و به این فکر کنید که ممکن است با موقعیتی مواجعه شوید که در آن شرایط فیزیکی بدی داشته باشید و این وضعیتی بدتر از بلند شدن از رختخواب است.

 

غلبه بر مشکل وظیفه گریزی

اینکه خودتان را متقاعد کنید که رفتن به باشگاه دلپذیر است، بسیار مشکل است. به غیر از اینها به رختخواب گرم و نرم نگاه می کنید. چگونه می توانید همیشه آن را رها کنید!

واضح است که منطقی ترین راه برای غلبه بر این وضعیت یافتن نوع و زمان تمرینی است که واقعا از آن لذت ببرید. این تبعیت از اصل لذت بردن از سفر و مقصد است. با این حال،ممکن است زمانهایی وجود داشته باشد که تغییر کارهایی که باید در آن انجام دهید، غیر ممکن باشد. چیزهایی وجود دارد که شما باید برای رسیدن به هدفتان انجام دهید. اگر مسئله این است،شاید بتوانیم یک نکته سودمند را از شاون اکور، استاد روانشناسی مثبتگرای دانشگاه هاروارد بیاموزیم.جهت کمک به مشکلات خانوادگی از مشاوره ازدواج کمک بگیرید.

شاون درباره اصل انرژی فعالسازی صحبت می کند. در شیمی انرژی فعالسازی مقدار نسبتا زیادی انرژی است که برای شروع یک واکنش شیمیایی لازم است. اما، وقتی یک واکنش شروع شده است، انرژی کمتری برای پایدار کردن آن لازم است. به راکتی که به طرف ما شلیک شد فکر کنید. این راکت برای غلبه بر گرانش زمین به مقدار زیادی سوخت نیاز دارد، اما وقتی در هوا به بالا می رود، انرژی کمتری برای سفر نیاز دارد.

ممکن است شما به خوبی قادر باشید اینکه تمرین کردن وحشتناک است را، تداعی کنید؛ اما وقتی واقعا تمرین را شروع کنید، آن را کاملا لذت بخش ببینید. شاون آکور به ما یاد داد که تعلل کردن باعث می شود مقدارانرژی ما برای تکمیل یک کار، کم شود.

شاون بیان می کند که چگونه وقتی می خواست صبحها برای دویدن به بیرون برود،به نظرش باید خیلی تلاش می کرد. راه حل: به مدت چند هفته با لباس ورزشی و در حالی که جوراب و کفشش کنار تخت خوابش بود، خوابش می برد. او فقط باید صبح از خواب بیدار می شد، جوراب و کفشش را می پوشید و خانه را ترک می کرد و در واقع کارهایی را که برای شروع لازم بود کاهش داده بود. او به شدت از استراتژی خود دفاع می کند و آن را راهی بسیار موثر برای غلبه بر تعلل می داند. ما می توانیم امتحان کنیم و ببینیم که این روش چه استراتژی مفیدی است.

نهایتا اینکه، گاهی اوقات ما متوجه می شویم که زمان زیادی را فقط صرف فکر کردن به این کرده ایم که چقدر نمی خواهیم برخی کارها را انجام دهیم که واقعا اگر آن را انجام دهیم سریعتر است. اگر شما اینطور احساس کنید که در حال تعلل هستید، بهتر است از خودتان بپرسید آیا بهتر نیست یک اقدام سریع انجام دهید؟

 

      مطمئن ترین راه برای غلبه برتعلل و هدر ندادن زمانتان بابت نگرانی

      از موضوع، این است که آنچه را که تا کنون از آن اجتناب می کردید را

                                     انجام دهید.

 

برگرفته از کتاب روانشناسی موفقیت ( مترجم: دکتر متولی )

 

مرکز مشاوره گروه همراه سعادت آباد

                               

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :