فرق بین روان شناسی و روان پزشکی

10 / 10
از 1 کاربر

مرکز مشاوره و روانشناسی گروه همراه 

 

در این مرکز کلیه خدمات روانشناسی ( مشاوره خانواده ، مشاوره ازدواج ، مشاوره کودک و ...)

 

و انواع خدمات مشاوره روانشناسی انجام می پذیرد و شما را به خواندن این مقاله دعوت می نماید:

 

فرق بین روان شناسی و روان پزشکی چیست؟


یکی از سوال های بیشتر افراد، حتی افراد با تحصیلات دانشگاهی این است که فرق روانشناسی و روانپزشکی چیست؟؟! این ناآگاهی باعث بروز مشکلاتی می شود، مثلا بعضی ها برای حل مشکلات خانوادگی به روان پزشک مراجعه می کنند!! یا به روانشناس مراجعه می کنند و از او می خواهند که برایشان دارو تجویز نماید!!! پس این مطلب را در مرکز مشاوره و خدمات روانشناسی گروه همراه دریافت کنید،تا فرق این دو رشته علمی و دانشگاهی را بدانید...

روان شناسی یک رشته علمی و جزو علوم انسانی است که از سابقه ی پیدایش علمی آن، یک قرن و اندی می­گذرد. هدف علم روان شناسی مطالعه ی رفتار انسان است. و برخی گفته اند هدف علم روان شناسی، مطالعه ی رفتار و فرایندهای ذهنی است. روان شناسی با عمر کوتاهی که نسبت به سایر رشته های علمی دارد، رشد بسیار شگرفی داشته است، طوری که اکنون بیش از 20 رشته ی مستقل روان شناسی را شامل می شود، مثل روان شناسی کودک، روان شناسی مدیریت، روان شناسی صنعتی و سازمانی ، روان شناسی اجتماعی، روان شناسی آزمایشی، روان شناسی کودکان استثنایی، روان شناسی ورزش  و ..... بالاخره روان شناسی بالینی.

مشاهده ی رشته های گوناگون روان شناسی نشان گر آن است که روان شناس فقط رفتارهای غیر عادی را مطالعه نمی کند و مطالعه رفتارهای غیرعادی یا مرضی بخش کمی از مطالعات روان شناسی را شامل می­شود که عمدتاً در رشته روان شناسی بالینی مطرح می شود ؛  لذا کلمه روان شناسی نباید بیماری یا جنون را به ذهن تداعی کند. حتی بیماری هایی که در روان­شناسی بالینی قابل درمان است، شامل   بیماری های روانی شدید که در اصطلاح روان پریشی یا سایکوز (psychosis) و به اصطلاح عامه، جنون یا دیوانگی خوانده می­شود شامل نمی شود و روان شناس، نقش چندانی در درمان این گونه اختلالات، ایفا نمی­کند.

روان­شناسان بیشترین نقش درمانی را در بیماری های روان نژندی دارند که بیمار از آن رنج می برد و خود به دنبال درمان آن است مثل بیماری های وسواس، افسردگی، اضطراب و مثل آن. در این گونه بیماری ها، بیمار از بیماری خود آگاهی دارد و به دنبال درمان آن برمی آید.اما در بیماری سایکوز، فرد، بیماری خود را قبول ندارد و برای درمان مقاومت می کند و معمولاً به اجبار آنها را در بیمارستان های روانی بستری می کنند و بعد از بستری شدن در صدد پیدا کردن فرصتی برای فرار از بیمارستان است. اختلالاتی همچون  اسکیزوفرنی، مانیک و مانیک- دپرسیو (شیدایی- افسردگی) نمونه ای از اختلالات روانی شدید یا جنون است که با هذیان و توهم و رفتارهای غیر عادی و عجیب و غریب همراه است. این گونه بیماران عمدتاً توسط روان پزشک مورد درمان قرار می گیرند نه روان شناس.

روان پزشک کیست و وظیفه ی او چیست؟

روان پزشک فردی است که در رشته پزشکی تحصیل کرده است و بعد از گذراندن دوره ی پزشکی عمومی و اخذ دکترای حرفه ای در پزشکی عمومی، دوره تخصصی خود را در روان پزشکی و یا به قول امروزی ها "اعصاب و روان " گذرانده است. او یک پزشک است و کار یک پزشک مثل همه رشته های پزشکی، تجویز دارو برای درمان بیماری است. مشخص است که روان پزشک برعکس روان شناس، فقط با بیمار و بیماری سروکار دارد.دیدگاه او مثل هر پزشک دیگر در سایر رشته های پزشکی  در مورد علت بیماریها یک دیدگاه بیولوژیک است. یعنی در پیدایش بیماری ها عوامل ارث و هورمون ها و میانجی های عصبی یا نروترانسمیترها مثل دوپامین و سروتونین و ... را علت اساسی بیماری می دانند و روی عوامل روانی و یادگیری( اکثرا ) تاکید چندانی ندارند .

با این فرضیات  او با استفاده از روش های پزشکی مثل دارو درمانی و الکترو شوک درمانی (e.c.t) به درمان بیماری های روانی  می پردازد. بیماران شدید روانی مثل اسکیزوفرن و مانیک – دپرسیو باید برای درمان به روان پزشک مراجعه کنند و در مواردی بیماران روان نژند، مثل افراد افسرده و وسواسی نیز نیاز به دارو درمانی دارند اما در عین حال باید توسط روان شناس بالینی تحت روان درمانی قرار بگیرند.

روانشناسان در خصوص اثر داروها در برخی از بیماری های روانی نظر مثبتی دارند . اینجانب  بیمارانی که تشخیص دهم (مثل بیماران وسواسی در حالت وسواس بالا ) نیاز به دارو درمانی دارند را به روانپزشک ارجاع میدهم و تا کنون صدها بار این کار را کردم . ولی متاسفانه  این همکاری از سوی روان پزشکان در اکثر قریب به اتفاق آنها وجود ندارد که بیماران نیازمند به روان درمانی را به روان شناس ارجاع دهند و معمولا این کار را یا خودشان انجام میدهند که چندان  در تخصص آنها نیست (چون در دوره ی تخصصی روان پزشکی واحدهای درسی چندانی به صورت  تئوری و عملی در زمینه روان درمانی ندارند و اگر روان پزشکی کار روان درمانی انجام میدهد بیشتر  از روی علاقه ی شخصی است. به همین منوال روانشناس نیز حق تجویز دارو را ندارد حتی اگر اطلاعات زیادی در این زمینه داشته باشد )  و یا به یک روانشناس لیسانس و بعضا فوق لیسانس که در مطب خودشان به کار مشغول شده است ارجاع می دهند.

روان شناس علاوه بر درمان بیماری های روان نژند، کار مشاوره ای نیز انجام می دهد مثل مشاوره در امور خانواده و ازدواج و این کار روان پزشک نیست. فردی که برای مشاوره ازدواج یا خانواده مراجعه می کند، بیمار محسوب نمی شود بلکه برای یک تصمیم گیری درست مراجعه می کند. متأسفانه بارها مشاهده کردم که برخی افراد از روی نا آگاهی  برای مشاوره ی ازدواج و یا خانواده و یا مشاوره های تحصیلی و شغلی، به روان پزشک یا متخصص اعصاب و روان مراجعه می کنند!؟

روان شناس با استفاده از تئوری ها و تکنیک های  روان درمانی سعی در تغییر فکر و رفتار شما دارد. او از دارو استفاده نمی کند و حق این کار را نیز ندارد  بلکه به شما یاد می دهد که چگونه بهتر خود را بشناسید و با انجام مصاحبه و اجرای تست های شخصیت و یا هوش ویژگی شخصیتی شما را به شما می شناساند و راههای کنار آمدن با مشکلات را برای شما روشن می کند.

فرض اساسی در روان شناسی و روان درمانی این است که هر اندازه انسان از شخصیت خود آگاهی بیشتری پیدا کند، سلامت روانی او بیشتر است (البته اکثر مردم به غلط فکر می کنند خود را خیلی می شناسند در حالی که این گونه نیست ). فروید پایه گذار روان درمانی، هدف روان درمانی یا روان کاوی را ایجاد بینش (insight) می داند. البته روان درمانی رشته ها و رویکردهای زیادی دارد که برای توضیح آن نیاز به نوشتن یک کتاب با حجم زیاد است.

 

فرق روان شناس و روان کاو

روان کاوی یکی از رویکردهای علم روان شناسی است که توسط فروید پایه گذاری شد . در واقع روان کاو یک روان شناس است که برای درمان، رویکرد روان کاوی را انتخاب کرده است. در رویکرد روان کاوی فرض بر این است که ریشه بیماری ها مثل افسردگی، اضطراب، وسواس و اختلالات اضطرابی مثل حمله های وحشت و...در تجربیات دوران کودکی نهفته است که به صورت ناخودآگاه در آمده و به شکل این بیماریها خود را نشان می دهد.

روانکاوان معتقدند که عمده رفتارهای انسان از روی نا هشیاری یا ناخود آگاهی است . روان کاو با روش هایی مثل تداعی آزاد یا تعبیر رویاها و روابط بین فردی بیمار، سعی در شناسایی عناصر ناخود آگاه را دارد تا با شناساندن آن به بیمار و افزایش بینش و بصیرت او، این ناراحتی ها را از بین ببرد. امروزه روان کاوی به شکل سنتی آن کمتر مورد استفاده قرار می گیرد و شاید برای بیماران خاصی کاربرد داشته باشد. ضمنا  درمانهای روان کاوی طولانی مدت است و سال ها طول می کشد .

 

"برای درمان بهتر است ابتدا به روان شناس مراجعه کنید تا با مصاحبه و اجرای تستهای روانشناختی، مشکل شما دقیقا بررسی شود و در صورت نیاز، توسط روان شناس به روان پزشک یا متخصص اعصاب و روان ارجاع داده شوید.

 

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :