guest
49 Comments
قدیمی ترین
تازه‌ترین بیشترین واکنش نشان داده شده(آرا)
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
طاهری

سلام با شوهرم مشکل دارم حدود یکسال میشه که خیلی بی‌احساس شده

سمیرا

سلام خسته نباشید من نسبت به شوهرم بی اعتماد هستم که دلیل دارد و خطای شوهرمو با چشم دیدم و اون کاری نمیکنه که اعتماد من رو به دست بیاره اصلا به فکر خونه و بچه ها نیست فقط میره سرکار و میاد فکر میکنه وظیفه شوهر فقط همینه پیش مشاوره هم نمیاد بااینکه من توی زندگی با اون از خیلی چیزها گذشتم و با مشکلاتش کنار اومدم اما مدام سر ناسازگاری داره به نظر شما من چه کنم ؟ دوست هم ندارم به خاطر بچه ها ازش جدا بشم و اصلا حس خوبی بهش ندارم

Ali

سلام روز بخیر 
ببخشید من یه مشکل کوچیک 
با دوست دخترم اونم اینه که من زیاد ابراز علاقه کردم یعنی من یه تایمی با ایشون کات کردم به خاطر درس و حالتی که باعث می‌شد تمرکزم بهم بریزه 
بعد دوباره باهم اوکی شدیم من اومدم که دیگه خیلی کندتر از قبل ابراز علاقه کنم ولی نشد و اشتباه کردم و شاید هر روز یا یع روز درمیون این کار میکنم حالا با استوری یا هر کاری برعکس اون که اصلا همچین کاری نمیکنه و خیلی کمه خییلی و من یه جا خوندم که اگه زیاد انجام بشه تاثیر نداره من حس میکنم زیاد انجام شده و چیکار کنم بنظرتون

Ali Ghaderi

سلام حدود ۲ ساله ازدواج کردم . صاحب یک فرزند هستم . زنم هم از لحاظ اجتماعی و هم از لحاظ خانه داری خیلی ظعیف هست . به امید اینکه روزی از همه لحاظ پخته بشه خیلی سعی کردم مدارا کنم ولی نشد که نشد . . بعدش متاسفانه ۴ پیش متوجه شدن زنم داره به من خیانت میکنه ‌ الان خیلی داغون هستم نمیدونم این موضوع را با کی در میان بزارم . نمیتونم تصمیم بگیرم . اصلام باورم نمیشد که زنم بهم خیانت کنه . خواهشا کمکم کنید .

سپیده پاشاکی

سلام با شوهرم خیلی بحث دارم و اون خیلی زورگوعه تمام خرجو مخارج با منه حتی رهن خونه ،اما هر وقت اراده میکنه میره مثلا داداشش زنگ میزنه بریم تبریز کار دارم اونم میره بدون اینکه رضایت منو بگیره دوماهه خیلی دیگع بحث داریم هر کاری می‌کنم بره مشاوره میگه نه .من خیلی کم آوردم خیلی افسردگی شدیدی دارم همش ب همه میپرم

Zahra

سلام من دوسال هست که عقدم
همسرم پرخاشگر و دست بزن داره لطفا راهنماییم کنید

علی

کدام درمان برای افسردگی خویی مقاوم به دارو موثرتراست؟

نرگس

سلام
من اصفهانیم و همسرم ترک هستن و تقریبا یک سال و نیم هست عقدیم
طرز فکر ها و فرهنگ ها کانلا متفاوته و اصلا شوهرم حرفای منا قبول نمیکنه و درک نمیکنه
حالا اطرافش میبینه برخورد های خانواده ها رو با خانوادم اصن خوب نیس و هر سری ی بهونه که چرا اینحا فلان کردن و اونجا فلان کردن
منم بدم میاد و ناراحت میشم بدم نیاد بخواد منا هی از خانوادم دور کنه و جدا
من خودمم بعضی رفتار خانواده اون اذیتم میکته ولی کنار میام
من حتی سر این که به خانوادم چیز گفت و گفت یا من یا خانوادت ۳ماه قهر کردم و میخولستم طلاق بگیرم ولی تحت شرایطی برگشتم
این که کلا وقتی حرف میزنیم هرچی هم ی چیزا توضیح بدیم قبول نمیکنه و فقط رو حرف خودش پافشاری میکنه و تو حرفاشم میگه که به حرفا من اعتماد نداره اذیتم میکنه
چیکار کنم اتقدر ببخشید زبون نفهم نباشه
بفهمه
فقط فک نکنه طرز فکر و حرفا خودش درسته

Zahra

سلام من یه دخترم و خانوادم طرز فکرشون امروزی نیست واصلا بامن هم خونی نداره و مشکلات زیادی باهم دیگه داریم و اینکه هر اتفاقی هم بی افته اصلا نمیتونم از خودم دفاع کنم دهنم بسته میشه حرف دلمو نمیتونم بزنم و خیلی مشکلات دیگه زیادن میشه راهنماییم کنید چه مشاوری برم خیلی ممنون

aram

سلام من ۳۹ سالمه و مدرک تحصیلیم یک فوق دیپلم و یک لیسانس در رشته منیط زیست هست.دوره های آموزشی مختلف دو هم گذروندم و الان توی آزمایشگاه استاندارد کار میکنم.بعد از بررسی و گذشت یک سال و نیم به یکی از همکارهام که دکترای شیمی داره و دانشگاه هم تدریس میکنه علاقمند شدم.ولی نمیدونم چطور باید بهش پیشنهاد بدم که تو محیط کار لطمه نبینیم و آیا اصلا کار درستی هست یا نه.ایشون تحصیلاتشون رو خارج از کشور گذروندن و من دانشگاه آزاد و پیام نور تحصیلات دانشگاهیم رو انجام دادم.لطفا من رو راهنمایی کنید.ممنون

سهیلا

سلام
روزتون بخیر
من شاغل هستم و سنم ۲۷ سال هست تو محل کارم وقتی که قرار هستش با تلفن صحبت کنم استرس می گیرم و اصلا نمیتونم صحبتم ادامه بدم ، و بعدش خیلی خجالت میکشم و ناراحت از اینکه نتونستم استرسم کنترل کنم.

chiman

سلام و روز بخیر برای تستهای نوروفید بک امکان انجام مجازی وجود داره یا خیر؟

فاطی

سلام من باپسری اشنا شدم که ۳۲سالشن و ۱۵سال اختلاف سنی داریم ولی از لحاظ فکری ایشون کاملا شبیه منه و بین حرفامون و هدفامون این تفاوت اصن مشخص نیست ایشون کاملا روشنفکره و پخته و منم ادمی. هستم ک نمتونم با پسرای سن پایین کنار بیام و ما بهم علاقه داریم و ایشون پسر خانواده دوست و شخصیت کاملی داره ولی خواستم بدونم این اختلاف سن ک مشکلی تا الان ب وجود نیاورده بعد تا می‌تونه مشکل ساز بشه یا نه درضمن ایشون فامیل هستن و ما چندین ساله همو می‌شناسیم و از شخصیت ایشون آگاهم الان تنها مشکلم اختلاف سنیمونه ایا بعدا مشکل سازع؟

آخرین ویرایش1 ماه قبل توسط فاطی
یاس خدادادی

سلام خسته نباشید.همسر من خیلی وابسته خانوادشه مخصوصا خواهر و مادرشون.ما توی یک ساختمان زندگی میکنیم و همسرم اغلب اوقات خونه مادرشه.زمانی که من نیستم همش اونجاست و با خواهر و مادرش نششستن و صحبت کردن و دوست داره.من هم هرچی محیت میکنم بهش اون مثل من محبت نمیکنه و همین که نیاز های خوراک و پوشاکم و خیلی کم تامین میکنه فکرمیکنه محبت کرده بهم‌.چیکارکنم انقدری که به مادرو خواهرش وابستس به من و زندگیمون دلبسته بشه؟

یاس خدادادی

خیلی ممنون از شما خیلی خوب جواب سوالمو گرفتم

Niayesh

سلام من افسردگی شدید دارم
دلم میخواد بمیرم
میتونید کمک کنید؟
خستم

نفس

سلام من ۲۵ ساله ازدواج کردم شوهرم از اول عصبی وبدخلق بود البته سخت تلاش میکنه وبه خانواده فقط از لحاظ خورد و خوراک اهمیت بیشتر می دهد تا از نظر عاطفی به نظر او همینکه به خوراک و مسکن ویا مسائل پزشکی ما می رسه کافیه و محبت همین ها هست و کوچکترین محبت و عاطفه نه به من کنه دخترانم نشون نمیده
بهانه گیر ودمدمی مزاج هست حالا بماند که به خاطر همین مسائل دخترانم یا خودم از نظر مساُل روحی دچار افسردگی متوسط وشدید شدیم
یک دخترم دانشجو در ترکیه هست دختر دیگرم متاسفانه از لحاظ روحی مسائد نبود رفت ترکیه واسه امتحان دادن ولی نتونست امتحان بده برگشت
شوهرم از نظر اخلاقی واعتقادی با دخترهام مخصوصا با دختر کوچیکم اختلاف و گاهی جر وبحث میکنه واین بگو مگوها دیگه دخترم را تا مرز جنون و دیوانگی کشونده
واقعا بین طلاق وموندن گیر کردم ومن از ی طرف واقعا دلم به حال شوهرم میسوزه که خیلی تلاش کرد و سختی کشیده با اینکه من به گل از کارها و حرفها و طعنه هاش به ستوه اومدم واز طرفی به حال دخترم که میگم اگه جدا بشیم شاید از نظر روحی راحت بتونم بهش برسم
واقعا درمانده ام نمیدونم واقعا طلاق بهترین راه حل واولین وآخرین راه حل برای من هست
یا چاره چیست
لطفا کمکم کنید البته من در زندگی مشترک حتی با دخترانم هم اصلا احساس خوشبختی و خوشی نکردم گرچه شاید هرکدام از ما در گنار هم طعم خوش زندگی را نچشیدیم ولز با این حال خیلی خودمو به آب وآتیش میزنم تا زندگی نرمالی داشته باشیم ولی دیر تاب وتوان زندگی را ندارم وفقظ از خدا آرزوی مرگ میکنم
اگه شوهرم صحبت بکنه تنها قربانی زندگی خودشو میدونه واینکه اصلا کوچکترین بدخلقی و عصبانیت را در خودش نمی بینه
لطفا کمکم کنید تا تصمیم درستی بگیرم

زهرا

سلام وقتتون بخیر باشه
ببخشید من دوست پسر دارم ک حدودا ۷ماه همدیگه دوستیم مادر پدر و خانواده من ادم های مذهبی هستند و به تازگی فهمیدند ک من با کسی دوستم
اونا به من اجازه خروج از خونرو نمیدن و الان حدود دو ماهه تو خونه زندانم
مامانم دائم گریه میکنه و از من نا امید شده هرچیم باهاش حرف میزنم میگه تو قران نگفته 😭تو با کسی دوست باشی من واقعا نمیدونم چیکار کنم از از طرفی دوس پسرمو دوست دارم
و نمیتونم مجبورش کنم ک بیاد خواستگاریم
هم ازین خونه موندن و حبس شدن تو اتاقم افسرده شدم
از طرفی ام نمیخوام مادرو پدرم انقدر عذاب بکشن

آخرین ویرایش24 روزها قبل توسط زهرا
Samira

سلام
من با همسرم روابط خیلی خوبی دارم و همیشه احترامش را نگه می دارم اما ایشون به من فحش میدهند تهدید به کتک میکنن هر وقت با خانواده ی من میخوایم جایی بریم بهانه میاره در صورتیکه همه خانواده من دوستش دارن و وقتی میاد اینجا کلی حرف میزنه و میخنده ولی برای خانواده خودش جونش را هم فدا میکنه
پدر و مادرش ۲بار طلاق گرفتن و بهم پیوستن و کارهایی میکنه که رضایت اونا را جلب کنه و من براش مهم نیستم پدرشون مشکل اعصاب دارن ودر گودکی بچه ها را تهدید میکردن ک با تبر میکشن
الانم قهر کرده
چرا چون که من کمک نکردم ب مامانش و رفتم لباس های اونرا اتوکردم
دم خونه مون منو زده و اون روز هم یک عالم فحشم داد
بعد میگه برو مشاوره تو مشکل داری

سحر

سلام خسته نباشید ببخشید منو دوستام رشتمون کامپیوتره و سال دهم رو که تا نصفه خوندیم مدارس مجازی شد و یازدهم رو هم ب صورت مجازی گذروندیم بعد دوستام امسال رو نمیخوان بخونن میگن که چون مجازیه هیچی نمیفهمیم الکی وقت صرف نکنیم و باشه سال بعد میخونیم تا از لذت مدرسه حضوری هم بی بهره نباشیم و میگن که امسال و اگه نخونیم وقتمون و صرف کارای دیگ میکنیم و کلاسای مفید میریم ولی نظر من اینه که نباید اینکارو بکنیم چون یک سال از هم سن و سالای خودمون عقب میمونیم و لذت مدرسه حضوری ارزش این و نداره لطفا میشه راهنمایی کنید ممنونتون میشم

حسین علی

سلام
خیلی زود اعصبانی میشم خیلی چیزهای الکی به زهنم میچرخه اصلا خسته شدم از زنده بودن یک راه خوب بی زحمت معرفی کنین مرسی

احمدحصاری

سلام من برادرم 16سالشه. الان حدود یکماه هست ک وسواس شدید گرفته بطوریکه هرکاری شو چندبار تکرارمیکنه
حدود یکماه بعلت بیماربودن پدر، مجبورشد که بره مغازه پدرم. قبل ازون فقط توی خونه بود و جایی نمی‌رفت و همه چیش درست بود
الان یطوری شده ک واقعا روی اعصابه و توی هرکاری وامیمونه و نمیدونه چکارکنه و باید بهش بگیم
توروخدا کمکم کنید

spide

نمیدونم توو رابطه ایی که هستم باید بمونم یا نه

مینا

با سلام و خسته نباشید
من نزدیکه سه ساله از وقتی نامزدم فوت شده روز. به روز اوضاع روانیم خراب تر میشه، همچنین بیخوابی های شدید که تا سه روز. نمیتونم بخوابم مگه قرص الپرازولام که دکتر داد بخورم سردرد های شدید دارم وقتی یاد بچگیم میوفتم شوک عصبی شدید بهم وارد میشه چون تو. ۵ سالگی مامانم از عمد سماور اب جوش رو ریخت رو. بدم بعد چند وقت بابام رفت و سالی یکی یا دوبار بهم سر میزنه میشه گفت تک فرزندم و خواهرم تو نوجوونی از خونه فرار کرد مامانم اون زمان مشکل عصبی داشت و مثل یه برده باهام رفتار میکرد الان دیگه نمیتونم هیچ حسی داشته باشم انگیزه ای ندارم مخصوصا وقتی یاد بچگیم میوفتم دلم میخواد یبارم که شده با خانوادم دور هم غذا بخورم اون موقع هرروز بدنم کبود بود چه با شلنگ چه دسته مگس کش حتی حموم تاریکم زندانیم میکرد الان یه سال ترک تحصیل کرد و دوباره برگشتم ولی نمیتونم ادامه بدم انگیزه ای ندارم
چیکار کنم دکتر؟؟ لطفا یه راه چاره جلوم بزار…

bita

سلام من ۸ ساله ازدواج کردم با همسرم ۱۵ سال اختلاف سن دارم روز به روز مشکلات و اختلاف نظرامون بیشتر میشه به جایی رسیدیم که نه دیگه دوستش دارم نه حرمت و اعتمادی بینمون مونده اسیرم کرده هیچ دوستی نمیذاره دورم باشه با خانوادمم به مشکل خورده همش میخواد منو دور کنه ازشون خسته شدم از دست زورگوییاش و دو قطبی بودنش امنیت جانی و مالی هم کنارش اصلا ندارم فقط میخوام سریع تر جدا بشم ولی اون پای عمل که میرسه جا میزنه و نمیاد میشه راهنمایی کنید لطفا چیکار کنم