پرسش و پاسخ

مجموع 116 پرسش و پاسخ
 

پرسش های مطرح شده

مجموع 116 پرسش و پاسخ
محمدفرهنگی
|
جمعه 9 فروردین 1398
|
پاسخ به این نظر
0

سلام و عرض ادب در مورد یکسری مشکلات و تداخلات بعد از عقد سوال داشتم از خدمتتون من متولد 74 هستم و دانشجو و خانومم متولد 76 ایشون هم دانشجو از اسفند 97 نامزد بودیم و مرداد 97 تا به الآن عقد هستیم و مدتی هم قبل از نامزدی باهم دوست بودیم . مادر من شخصی عصبی و زودجوش هست و چندباری جلوی خانومم به ایشون تیکع انداخته از حرف های مادرشوهری مثل برا پسر من زن زیاد هست و از این دست حرف ها. حدودا 2 بار بین مادر من و مادر خانومم تماس تلفنی وجود داشته و هر بار تماس نتیجش دعوای لفظی و بگو مگوی این دو شخص و بهم ریختن روابط بین من و خانومم بوده آخرین تماس مادرمن با مادرخانوم که مربوط میشه به 28 اسفند در مورد اینکه اونها چه روزی رو تمایل دارند که ما برای عید دیدنی بریم منزلشون بوده و بگو مگو از یه جای ساده شروع شده و هرکسی شروع به تخریب دیگری کرده از طرفی مادرخانوم هم نسبتا عصبی شده و بگو مگو بالا گرفته. از طرفی روز بعد از دعوا من تصمیم گرفتم عیدانه برا خانومم ببرم که عیدانه از طرف خونواده خانوم پس زده شد و بهم گفتن که عیدانه رو برگردون تا مادرت یه کاری کنه مثلا پاشه بیاد اینجا و تکلیف مارو مشخص کنه از روز 1 فروردین به این طرف خانوم من نه دگ تماسی با من داشته نه تبریک عید نه هیچی و آخرین پیامی که من با ایشون داشتم حرف ایشون این بوده که من دگ شما رو نمیخام! و نه بهم پیام بده نه زنگ بزن و آرامش منو بهم نزن و دو شب گذشته هم منو بلاک کرده. با این حال بعضی اوقات پروفایل منو چک میکنه و اولین بار هستش که تا این حد خانوم من گارد گرفته. قبلا وقتی همچین مواردی پیش میومد موضوع خیلی زود رفع میشد و من یا خانوم همه چیو فراموش میکردیم ولی الان حتی خانوم اجازه نمیده صحبت کنم که راه حلی با هم پیداکنیم داخل پرانتز عرض کنم خدمتتون که پدر من و پدر ایشون در حاشیه هستن و مادرها این وسط بازی میکنند. تولد خانومم 6 فروردین هست و من همون روز خواستم برم خونشون و تولد و کادو بگیرم که با مادرشون تماس گرفتم و مادرشون با عصبانیت و خشم ازینکه مادر من چرا اینطوریه و چرا رفته پشت سر ما هم به بقیه حرف زده گفت و حرفای قدیمی که در مورد یکسری مادیات بود رو وسط کشید . ایشون یه حرفی زدن که دختر ما دگ نمیخاد رابطه رو ادامه بده و هر تصمیمی هم بگیره من پشت ایشون هستم. و بهم گفتن ولی یک راهی داره اینکه شما بطور توافقی دختر مارو طلاق بدی و ما مهریه رو هم میبخشیم و خریدهای بعد از عقدی هم که شده رو نه ما از شما میخوایم نه شما از ما و بعد ازینکه شما سربازیت رو رفتی و برگشتی من قول میدم اگه مادرت درست شده بود دخترمو دوباره میدم بهت و اگرم نشد دخترم رو بدم نهایتش من با شما رفت و آمد خونوادگی میکنم!!!! سوالاتی پیرامون این مسائل دارم از شما اینکه منظور از طلاق جدی هست یا صرفا هارت و پورت و ترساندن؟ اگر موضوع طلاق جدی باشه و من نخام طلاق بدم و خانوم بخاد مهریه رو که 100 سکه هستش به اجرا بزاره راهکار بنظر شما چیه؟ دوم راه حلی که بتونم خانومم رو حضوری ببینم و قانعش کنم که دو نفره مشاوره بریم چون واقعا اتفاق خاصی نیفتاده که ایشون انقد گارد گرفته و ناراحته و منو نمیخاد در کل راهکار حل این مشکل بنظر شما چیست باتشکر

سوین رهبری
|
پنجشنبه 23 اسفند 1397
|
پاسخ به این نظر
0
سلام خسته نباشید من با شوهرم یسری مشکلات دارم میشه راهنماییم کنید
moshaver
|
ﺳﻪشنبه 20 فروردین 1398
|
پاسخ به این نظر
1

با سلام خدمتــــــ شما دوســـــت گرامــــی

 

بدون تردید باید مشکلاتتون و حل کنیدLaughing

واقعا الان من چطوری اینقدر مختصر و مفید میتونم راهنمایی کنم Wink

 

اما جدا از شوخی  ،  وقتی احساس ناتوانی در حل مشکلات زناشویی خود دارید بهترین را ه حل کمک از متخصصین روانشناس برای حل مساله و کمک به بهبود روابط  زناشویی شما می باشد.

شـــــاد و پــــرانرژی بــاشــــــید 

مشاور : خانــم خـــضــــری

دکتری تخصصی روانشناسی

 

Nafas
|
دوشنبه 22 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
0

حدود ٧ ماه هست در اشنايي جهت ازدواج با يك اقايي در ارتباطم با توجه به فاصله مكاني و مشغله كاري طرفين شايد دو هفته اي يا ماهي يكبار همو ببينيم البته اويل بيشتر بود اما به دليل مسائل كاري زيادش و متوجه شدن بيماري سرطان مادرشون كمي شرايط بحراني شد ارتباطمون از طريق پيام و چت برقرار بود در حد با خبر شدن از حال و احوال هم منم ترجيح دادم با توجه به شرايط و استرسي كه براشون پيش اومده كمي بيشتر زمان بدم و بعد دوماه بهشون گفتم كه از اين وضعيت نگرانم و باز ايشون درخواست مجددبراي صبر كردن دادن حتي به ايشون گفتم نيازي نيست با اين همه استرس و فشار فكر كنيد چون گفتين قصدتون ازدواجه هنوز روي حرفتون باشيد ميتونيد فعلا كنسلش كنيد چون شرايط لازم رو نداريد اما ايشون در تمام مواقعي كه من حرف ميزنم سكوت ميكنند و حق رو كاملا به من ميدن و حتي به ايشون گفتم حتي ميتونيم يك مدت در ارتباط نباشيم تا تصميم درستي بگيريم يا حداقل مشاوره بريم تا بفهميم كه ايا مناسب هم هستيم يا نه اما ايشون فقط ناپايداري شغلشون رو عنوان ميكنن كه باعث بي تمركزي و سختي تصميم و ارتباطمون شده و خواهش كردن كه بازم صبر كنم با توجه به اينكه هر دو يك تجربه تلخ داشتيم من واقعا در اين رابطه هنگم و نميدونم كار درست چيه

moshaver
|
ﺳﻪشنبه 23 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
2

 با سلام خدمــتـــــ شما دوســــتـــــ گـــــرامی

 

نفـــس جــان ، به نظر میاد خیلی بیشتر از ناپایداری شغلی علت این رفتارها باشد ، شما دو پیشنهاد عالی رو مطرح کردین قطع رابطه تا مشخص شدن شرایط ایشون و یا کمک از یک متخصص .. چرا که ادامه دادن این رابطه جز ایجاد وابستگی عاطفی هیچ نفع دیگری نخواهد داشت و بعد جدایی را سخت تر و آسیب روانی بیشتری را متحمل خواهید شد . 

بهتر است خیلی قاطعانه در مورد تعییین تکلیف رابطه با این آقا صحبت کنید و چون قصد ازدواج دارید حتما از مشاوره پیش از ازدواج استفاده کنید و از ایشون بخواهید حتما بصورت حضوری از متخصصین روانشناس مشاوره بگیرید . 

 

 

شــــاد و پـــرانــرژی بـــاشــــید

مشاور: خـــــانـــم خـــضــــری

دکتری تخصصی روانشناسی

 
علیرضا درگاهی
|
شنبه 20 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
0
درود بر شما، با همسری که در زندگی پرخاشگر و قدرت طلب است چه می توان کرد این فرد به حدی شخصیت قدرت طلب دارد که حتی حاضر نیست با خانواده خود هم مشورت کند چه به برسد به همسر !!!
moshaver
|
ﺳﻪشنبه 23 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
2

 با سلام خدمــتـــــ شما دوســــتـــــ گـــــرامی

در ابتدا باید ریشه یابی شود که علت عصبانیت و پرخاشگری چیست  ؟؟!!

یکی از مهم ترین علل اصلی پرخاشگری، ناکامی در تامین نیازهاست. فرد زمانی که نیازهایش از جمله نیاز به محبت، توجه یا احترام برآورده نشود، احساس ناکامی می کند و این ناکامی زمینه ساز بروز پرخاشگری می شود.

و اما اگر این پرخاشگری و عصبانیت به صورت یک رفتار روزمره و شرطی شده تبدیل شده نیاز است با آموزش یکسری تکنیک های رفتاری این پرخاشگری رو مدیریت کنید.

و اما در مورد اینکه خانم بطور کلی اهل مشورت کردن نیست باید به سبک زندگی مجردی و نوع سبک تربیتی خانوادگی ایشون  توجه خاص شود و بعد از تشخیص راهکارهایی برای ترغیب همسرتان به مشورت کردن با شما و دیگران ارایه شود.

 

پیــــــشــــــنـــــهاد : حتما  تحت مشاوره تخصصی  روانشناسی بصورت حضوری  قرار بگیرید .

 

 

شــــاد و پـــرانــرژی بـــاشــــید

مشاور: خـــــانـــم خـــضــــری

دکتری تخصصی روانشناسی

زهرا عرب
|
پنجشنبه 18 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
0
باسلام وخسته نباشید,, من ۳۵ساله هستم وهفت ساله که ازدواج کردم,, تو این مدت همسرم همیشه وهر لحظه در مورد کار, خرید,, یا هرچیز پیش پا افتاده ای دروغ میگوید,, حتی در مورد حقوقش,, و ترامادول مصرف میکند,, وپنهانی این کار را انجام میدهد,, این درصورتی است که من از اول زندگی تا به الان,, هیچ پول ولباسی ازش نخواسته ام,, میگویم گناه دارد,, واهل ولخرجی نیستم,, دیگه خسته شدم,, افسرده شدم,, باخودم حرف میزنم وگریه میکنم,,هیچ علاقه ای بهش ندارم,, تمام ارزوم ااینه که ازش جدا بشم, ولی میترسم فرزند سه سالم رو ازم بگیره,, نمیدونم چه کنم
moshaver
|
ﺳﻪشنبه 23 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
2

 با سلام خدمــتـــــ شما دوســــتـــــ گـــــرامی

 

زهرا ی عـــزیز

 

الان سه مساله اساسی در زندگی شما وجود دارد : اعتیــــــاد همسر ، دروغگویی همسر و عدم رضایت زناشویی از طرف شما ، و هر کدام به تنهایی آسیبهای فراوانی به روابط زناشویی وارد میکند و کاملا حق دارید که از نظر روحی کاملا آسیب دیده باشید.شرایط بسیار سختی رو تحمل میکنی درک میکنم ، اگر واقعا  بدور از هیجانات به این درک  و نتیجه رسیده اید که: " هیچ علاقه ای بهش ندارید و تمام آرزویتان جدایی از ایشون هست پس دیگر جای هیج  معطلی نیست . 

با توجه به شرایط ویژه ایی که حاکم بر زندگی ه شماست بهتر است که از متخصصین هم در حوزه روانشناسی هم حقوقی بهره بگیرید.

 

 

شــــاد و پـــرانــرژی بـــاشــــید

مشاور: خـــــانـــم خـــضــــری

دکتری تخصصی روانشناسی