پرسش و پاسخ

مجموع 116 پرسش و پاسخ
 

پرسش های مطرح شده

مجموع 116 پرسش و پاسخ
تارا احمدی
|
چهارشنبه 3 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
2
باسلام در خانوا ده ی من مدتی است که اطرافیانم تمام اعتقاداتی که از کودکی باهاشون بزرگ شدم رو زیر سوال میبرن و حرفهاشون هم با منطق جور درمیاد .ازجمله مادرم و همسرم و خواهرم و شوهر خواهرم .دچار تردید و اضطراب شدم و مدام بک میکنم کدام راه درسته .احساس میکنم ارامش ذهنی ندارم و نسبت به زندگی بدبین شدم .لطفا راهنمایی ام کنید تا به پاسخ روشنی برسم
moshaver
|
پنجشنبه 4 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
2

با سلام خدمت  شما دوست گرامی

اطلاعاتی که شما ارائه کردید مقداری مبهم و ناکافی می باشد مثلا اینکه شما در مورد سنتان و اینکه با چه اعتقاداتی بزرگ شده اید که  الان خانواده و اطرافیانتان منکر آن هستند حرفی نزدید.با این وجود اگر شما در سنی هستید که خوب را از بد تشخیص می دهید می توانید با توجه به چیزی که عقل و منطق به شما می گوید تشخیص بدهید که اعتقاداتی که با آآن بزرگ شده اید درست است یا نه !!!! و اگر منطق شما آنها را تایید کرد و شما را قانع کرد و شما به این باور رساند که باورهای دوران کودکیتان که با آنها بزرگ شده اید صحیح است دیگر لزومی ندارد تحت تاثیر صحبتها و نظراتی که باورهایتان را زیر سوال می برند قرار گرفته و به آنها شک کنید چیزی که مهم است اینست که شما باید اعتماد به نفس را در وجود خود تقویت کنید تا در صورت شنیدن نظرات مخالف با باورهایتان ، هر چند که این نظرات هم درست باشند دچار سرخوردگی و بلاتکلیفی نشوید.

مشاور : خانم خرم

ساحل
|
ﺳﻪشنبه 2 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
0
سلام من 22 سالمه وقتی پانزده سالم بود به واسطه رفتن به کلاس نقاشی با پسری که استادم بود اشنا شدم به دلایلی من این کلاسو نیمه کاره رها کردم تا اینجا همه چیز عادی بود تا اینکه دو سال بعد توی راه مدرسه این اقا جلوی راهم سبز شدکه البته بعدا فهمیدم اتفاقی نبوده این جلوی راه سبز شدن ها در طول یکسال هرچند وقت یکبار تکرار شد که البته هربار واکنش من این بود که انگار ایشون رو نمیبینم من اون موقع نمیخواستم خودم رودرگیر کنم گرچه ایشون ادم جذابی بود وهفت هشت سال از من بزرگتر.این ماجرا در طول دو سه سال بعدهم تکرار شدول خیلی کمرنگ تروبه صفررسید البته ایشون میخواست جلوتر بیاد ولی واکنش من فرقی نکرده بود و اون زمان درسم خیلی برام مهم بود جالبه ایشون تو کارموسیقی هم بودن ومن از یک خانواده مذهبی.در واقع من احساساتم رو سرکوب کردن...ایشون الان نامزد کرده(ما اشنا مشترک داریم).الان سوال من اینه من بایدچه برخوردی میکردم؟لطفا جواب سوالم رو بدید چون برام خیلی مهمه چون میترسم دوباره اشتباه کنم
moshaver
|
پنجشنبه 4 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
1

با سلام خدمت  شما دوست گرامی

 اینکه شما دوست عزیز خانواده مذهبی دارید نمی تواند مانع شود که شما عملکرد درستی را انجام ندهید اگر شما به این آقا علاقمند بودید و از علاقه ایشان هم نسبت به خودتان مطمئن ،، بهترین  کار به جای سرکوب احساساتتان این بود که مساله را به خانواده خود می گفتید و از ایشان هم می خواستید که از راه درست وارد شده اول با خانواده شما مساله را مطرح کند ولی در هر صورت فکر کردن به گذشته فایده چندانی ندارد از گذشته می توان تجاربی را آموخت که به درد آینده تان بخورد چه بسا که در آینده موارد جدیدی برای شما پیش بیاید که شما با توجه به تجاربی که کسب کرده اید انتخاب بهتری را بتوانید داشته باشید.

مشاور : خانم خرم

محدثه
|
دوشنبه 1 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
1
سلام.من ى دختر 16ساله هستم که میخواستم در مدرسه فرزانگان برم رشته ى تجربی ولی موفق نشدم و الان دیگه از زندگی سیر شدم و میخوام خودمو بکشم و به نظرم به ى مشاور نیاز دارم خیلی ممنونتون میشم کمک کنید
moshaver
|
پنجشنبه 4 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
3

با سلام خدمت دوست گرامی

 

محدثه عزیزم خیلی جمله ی تکراری هست ولی باز لازم هست من م تــــــکرار کنم :

شــــکستـــــــ در کنکور، آزمون های ورودی مدارس تیزهوشان (فرزانگان) پایان راه نیـــستــــــــــــ  !!!!

انتقاد میکنم از خانواده هایی که برای فرزندان خود قبولی در کنکور و یا تحصیل در مدارس خاص را مقصد نهایی خوشبختی و سعادت برای فرزندان خود ترسیم می کنند.

شما با موفق نشدن در این آزمون میتونی میزان اعتماد به نفس و خود باوری خودت رو بسنجی و باید به توانایی خود واقف باشی و بتونی از تواناییهات به خوبی استفاده کنی..... خیلی ها مثل شما ممکن است در این چنین آزمونها با شکست مواجه بشوند ولی هیچگاه به فکر خودکشی نمی افتند.

یک فردی با افـــــکار ســـــــالم چرا باید میل به خودکشی داشته باشد....پیشنهاد می کنم بصورت حضوری هم مشاوره ببینید.

شـــاد و پــــرانـــــرزی باشـــــید

مشاور :خانم خـــضــری

سارا
|
پنجشنبه 28 خرداد 1394
|
پاسخ به این نظر
0
سلام! دختری 26 ساله هستم، دو سال پیش توسط خواهرم که متاهل و بزرگتر از منه با پسری به عنوان دوست و همبازی آشنا شدم و رابطه مون در حد بازی سه نفره توی پارک و بیرون رفتن های سه نفره بود، کم کم به چت مداوم کشیده شد و بعد از یک سال به من ابراز علاقه کرد و وارد رابطه شدیم، حدود 1.5 ماه پیش متوجه بودم از همون ماه اول یعنی دو سال پیش با خواهرم وارد رابطه شده بود و تو تمام این دو سال یه خیانت کثیفو داشتن، من هم چون به خاطر تحصیلم ساکن شهر دیگه ای شده بودم متوجه چیزی نبودم، میدونم سادگی کردم که نفهمیدم، ولی حالا بعد از این مدت حالم همچنان بده، بیشتر مواقع حالم بده، چطوری میتونم به زندگی و آرامش و خوشحالی قبلم برسم، این اولین تجربه رابطه عاشقانه م بوده
moshaver
|
یکشنبه 31 خرداد 1394
|
پاسخ به این نظر
0

با سلام خدمت شما دوست گرامی 

چه مقصر باشی چه نباشی این اتفاقی است که افتاده و تمام شده سعی کن از این رابطه تجربه ها و آموخته هایت را استخراج کنی ..... مسلما پسری با این خصوصیات  و عدم صلاحیت اخلاقی اصلا ارزش عشق ورزیدن نداشته  و همان بهتر که این رابطه زودتر برملا شده است.ا

در مورد خواهرتان باید بگویم ایشان نیاز به مشاوره دارند فرد متاهلی که اسیر همچین روابط ی شده حتما دچار مشکلات در روابط زناشویی خود است.

انتخاب درست کسانی که با آنها زندگی می کنید، کار می کنید و تعامل دارید، بیشتر از هر عامل دیگری بر احساسات و موفقیت شما تاثیر می گذارد. همین امروز تصمیم بگیرید که با افراد برنده، مثبت، شاد، خوش بین و کسانی که در زندگی اهداف بزرگ دارند معاشرت کنید.
 به هر قیمتی از افراد منفی دوری کنید. این افراد، سرچشمه اصلی بیشتر ناراحتی های زندگی هستند. مصمم شوید که از هم اکنون، دیگر افراد منفی و اضطراب آور را به زندگی تان راه ندهید.

شــاد و پــرانـــرژی بـــاشــــید

مشاور : خانم خـــضـــــری

 

نسترن
|
ﺳﻪشنبه 26 خرداد 1394
|
پاسخ به این نظر
0
سلام دختر 18 ساله ای هستم حدود 8 ماه پیش با پسری دوست شدم و چون کمی مذهبی هستم به اصرار اون صیغه کردیم.یروز کشوند منو تو خونشونو تجاوز کرد بهم. 4روزه یه مشاورتو اینترنت منو با یه اقایی اشنا کرد دیروز از کرج رفتم تهران ببینمش اونم باز همون کارو کرد باهام.حالا میگه چون دروغ گفتی ک ثبلا با کسی رابطه داشتی تموم کردیم.الان واقعا حالم بده احساس سرخوردگی میکنم.احساس میکنم باوجود شرایطی که دارم دیگه کارم تمومه و کسی باهام ازدواج نمیکنه.توروخدا کمکم کنید.
moshaver
|
چهارشنبه 27 خرداد 1394
|
پاسخ به این نظر
0

با سلام و احترام 

شما به سنی رسیده اید که متو جه رفتار و عملکردتون باشید و عواقب و مسولیت خود را بپذیرید ، مشاوران قانونی هیچگاه فردی به شما معرفی نمیکنند، و شما مهم هستید و اینکه چقدر برای خودتان ارزش قایل هستید و هنگامی که شما حدود رابطه تان را با افراد مشخص کنید فردی از آن جلوتر نمیتواند بیاید ،شما باید بیاموزید رفتار بالغانه تری داشته باشی اینگونه روابط بسیار پر خطر هست ، و برای شما ممکن عواقب سوء داشته باشد ، روابط غیر رسمی و بدون حضور والدین و سندیت ..... . و ما مختار هستیم که وارد آنها بشویم یا نه اگر وارد آن شدیم باید عواقب آن را بدانیم و به آن آگاه باشیم.

مشاور: خانم علی پور