پرسش و پاسخ

مجموع 121 پرسش و پاسخ
 

پرسش های مطرح شده

مجموع 121 پرسش و پاسخ
زهرا
|
پنجشنبه 18 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
0
سلام و خدا قوت بر شما جهت بهبود یک رابطه عاطفی که برام خیلی ارزشمنده نیاز به مشاوره تخصصی در این زمینه دارم .‌ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.
moshaver
|
جمعه 19 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
1

با سلام خدمتــــــ شما دوستــــ گرامی 

زهرا ی عزیز ، سپاس از شما بابت  مطرح کردن موضوع روابطــــ عاطفــــی که امروزه متاسفانه بعلت عدم مهارت در محافظت از یک رابطه عاطفی و تزریق نکردن روشهای جدید ، شاهد از هم گسستن ه این روابط هستیم.

منظور ما از رابط ــه عاطـــفی :  هر رابطه ای که در آن سهم قابل توجهی از عاطفه وجود داشته باشد مثل : رابطه والد-فرزند ، رابطه بین همسران ، رابطه بین دو همکار ، رابطه بین بستگان سببی ، رابطه بین معلم و دانش آموز ،رابطه بین مدیر و کارمند.... و صرفا رابطه عاطفی رو به یک رابطه عاشقانه بین دو جنس مخالف محدود نمیکنیم.

با رعایت یکسری اصول مهم در روابط عاطفی موفق خواهی بود :

1- اصل حفـــظ فـــــــــردیتـــــــ : یعنی در کنار این رابطه عاطفی شما زندگی ه خودت رو داشته باشی ، لازم هست در روابط فاصله مناسبی بین افراد وجود داشته باشد نه آنقدر نزدیک که به زندگی شخصی ه خودت نرسی و نه آنقدر دور که صمیمیتی میان شما بوجود نیاد.

فـــردیت یعــــنی : مــــن هــــستم   ، مـــن به تنــــــهایی هم ارزش دارم ، مــــن توانا هستم ، مــــن برای زنـــدگـــی خود اهداف و بــــرنامه دارم 

نـــه اینکه متـــاســـفانه  امروزه شــــاهد هستیم که افرادی که درگـــیر روابطــ عاطـــفی می شوند عنوان می کنند : من بدون اون هیچ ام ، نابود می شم ، بدون اون به زندگیم نمیتونم ادامه بدم ، و ........ 

« فــــــردیتــــ میخواد بگه که مـــــن حــــــریم دارم  و منـــــحــــصــــر به فــــــردم  

2- اصل امــــنــیــــتـــــــــــــــ : میدونیم که امنیت یکی از مهمترین نیازهای انـــــســـان هست  ، اگه در رابطه حس امنیت و آرامـــــش از فرد سلب بشه آن رابطه بیمار است و خیلی زود از بین میرود.

امـــنــیـتـــــــــ یعنی : دو نفر احساس کنند که نزد هم ارزش و احترام و اعتبار دارند ، میتونند آزادانه خود واقـــعی خودشونو نشون بدهند ، مورد سو استفاده و فریب همدیگر قرارنگیرند، قصد آزار و ترساندن یکدیگر رو نداشته باشند.

3- اصل احــــــترام : آیا همانقدری که توقع احترام از جانب طرف را داریم خودمون هم به او احترام میگذاریم ؟

احـــتـــرام گذاشتن یعـــنی : حفظ حرمت حریم شخصی او  و عدم تجاوز به حریم شخصی طرفمان ، دوری کردن از هتک حرمت ، درک کردن احساسات و شرایط او ، تحمیل نکردن چیزی فراتر از توان او ،دوری کردن از برچسب زدن و تحقیر و نادیده گرفتن او ، به مسیر رشد ، به انتخاب ها ، به علایق و فردیت او احترام بگذاریم ، او را نه برتر و نه کمتر از خود ببینیم بلکه او را منحصر به فرد ببینیم ، پرهیز از دشنام دادن ، پرهیز از بلند کردن دست بر او ، وفاداری به تعهدات و قولهای داده شده ......

4- اصل عــــــشق : عشق چیزی جز صبر نیست وقتی عاشق میشیم می فهمیم باید صبور باشیم 

                          عشق چیزی جز جسارت و شجاعت نیست وقتی عاشق میشیم می فهمیم باید شجاع و جسور باشیم .

و آخرین و مهمترین اصل :

5- اصـــــــل تــــــعــــادل : باید به این نکته توجه کنید که " هـــــر چیزی که از تــــعادل خــارج شـــــود بیـــــمار می شود.

"تــــعادل یعنی حفـــظ فاصــــله مناسب " نه اونقدر دور باشیم که از یاد هم بریم و نه اونقدر نزدیک که به حریم یکدیگر تجاوز کرده و بسوزانیم .نه اونقدر محبت کنیم که ظرف ، طرف مقابلمون پر بشه و سر ما سرازیر بشه و نه اونقدر هم سرد که حس ه ناامنی و ارزشمند نبودن را در او بیدار کنیم .

پـــــــیشــــــنـــــهــــاد : با مراجعه به کلینیک روانشناسی از مشاوره ی حضوری متخصصین روانشناس بهره بگیریــــد .

 

شــــاد و پـــرانـــرژی بـــاشید 

مشاور : خــــــانم خـــــضـــــری 

دکتری تخصصی روانشناسی

علی ملکی
|
دوشنبه 15 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
1
سلام خسته نباشید من 33 سالمه و شاغل م ولی خیلی استرس دارم و نمیتونم کنترلش کنم . به نظر شما چکار کنم ؟؟
moshaver
|
ﺳﻪشنبه 16 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
1

با ســلام خدمت شما دوســــتـــــــ گــرامــــی 

استرس واکنشی ه که انسان به اتفاقات مختلف در زندگیش نشان می دهد و برای زنده ماندن به آن نیازمند است ، و می دانیم که هر انسان آستانه ی تحمل محدودی دارد و استرس زمانی برای او مشکل سازمیشه  که بیش از حد لازم و به صورت طولانی مدت در زندگی اش باشه. پس به هیچ وجه نمی توانیم آنرا حذف کنیم بلکه باید مدیریت استرس در زندگی رو یاد بگیریم یعنی استرس مخرب را به استرس سازنده تبدیل کنیم .

حالا اگر استرس خود رو کنترل نکنیم چه اتفاقی می افتد؟ بدون شک مجبور میشویم هزینه هاشو را در زندگی پرداخت کنیم ، از مهم ترین هزینه هااا میتونیم به موارد زیر اشاره کنیم :

1- هزینه های فردی و بین فردی : کسی که استرس داره بر اثر زود رنجی و چرخاشگری در ارتباطش با دیگران هم به مشکل میخوره .

2-هزینه های شغلی و تحصیلی : کاهش عملکرد در کار و تحصیل ....... می شود.

3. هزینه های اتلاف عمر و انرژی : احساس خستگی ، ناامیدی، ضعف ، خستگی و درماندگی

4.هزینه های عاطفی : احساس گناه ، پشیمانی ، افسردگی

5. هزینه های سلامت جسمی و روحی :  دیابت ، قلبی عروقی ، میگرن و ...

و اما روش مقابله با استرس با کمک متخصصین روانشناس بسیار می تواند به شما کمک کند به دو صورت تمرکز بر حل مشکل و کنترل هیجانات تنش زاست که می توان با روشهای رفتاری بر استرس غلبه کرد مثل تغییر دادن سبک زندگی ، جلب حمایت اجتماعی از خانواده یا دوستان ، ورزش ، پرهیز از ذهن خوانی ، پرهیز از خودگویی منفی و سرزنش و برچسب زدن به خود ، تکنیک های آرام نفس کشیدن ، سالم غذا خوردن ، خواب و استراحت کافی در شبانه روز ، نوشیدن 6 تا 10 لیوان آب ، دوش گرفتن با آب ولرم ، گوش دادن به موسیقی های آرام بخش و........

 

پیشــــنـــــهاد :  با مراجعه حضوری و کمک از متخصص روانشناس براحتی مدیریت استرس را در زندگی خود پیاده کنید.

 

شــــــــاد و پـــــــــر انرژی باشـــــــــید 

مشاور : خانم خــــضـــری

دکتری تخصصی روانشناسی 
یوسف شمشیری
|
جمعه 5 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
0
سلام وقت بخیر ۲۲ سالمه و ۵ ماهه عقد کردم و خانومم ۱ سال از خودم کوچیکتره اما یه هفته س که هی خاطرات گذشته شو تعریف میکنه.از رابطه هایی که داشته و کارهایی که با اون اشخاص کرده و زندگیم شده انگار گوش کردن به خاطراتش با اونا. چیکار باید بکنم ؟ لطفا راهنمایی کنید ممنون
moshaver
|
دوشنبه 8 بهمن 1397
|
پاسخ به این نظر
1

با ســــلام خدمت شما دوستـــــــ گرامـــی

 

باتوجه به خودافشایی های مکرر خانم در  طی یک هفته گذشته چه بهتر که  ریشه یابی انجام بگیرد چرا که ممکن است از طرف شما احساس خطر کرده و یا در حالت های کلی تر خانم دچار احساس حقارت یا مسایل مربوط به اختلالات شخصیت ( خودشیفتگی )  باشد. 

البته به ظاهر مکرر گویی این خانم و گوش دادن شما به خاطراتش خسته کننده شده ولی مطمینا در پس این رفتار دلایلی نهفته است .

 پیشــــنهــــاد : حتما  تحت مشاوره تخصصی  روانشناسی بصورت حضوری  قرار بگیرید .

شــــاد و پـــرانرژی بـــاشید

مشاور : خانم خضــــری 

دکتری تخصصی روانشناسی 

 

فاطمه
|
شنبه 10 مرداد 1394
|
پاسخ به این نظر
9
سلام خسته نباشید من فردی هستم که خیلی احساس تنهایی میکنم دوستی دارم که اول خیلی ابراز دوستی می کرد ولی الان دریغ از یک زنگ وهمچنین در ازمون هایی که شرکت میکنم نتونستم نتیجه دلخواهم بگیرم من یک خواهر دو قلو دارم ما توی یک کلاس هستیم ومن فکر میکنم بچه های کلاسمون اون بیشتر دوست دارن ومن فرد ناامیدی هستم بعضی روزا خیلی گریه می کنم کمکم کنید ممنون
moshaver
|
ﺳﻪشنبه 20 مرداد 1394
|
پاسخ به این نظر
5
با سلام خدمت شما 
دوست عزیز با توجه به صحبتهایی که کردید فکر می کنم که فرد حساسی هستید.این حساس بودن به اینکه دوستتان با شما تماس نمی گیرد یا اینکه فکر می کنید خواهر دوقلویتان را بچه های کلاستان بیشتر دوست دارند. باید گفت در مورد این دو مساله شاید قضاوت شخص شما این باشد که بچه های کلاس خواهرتان را بیشتر دوست دارند . آیا شواهدی بر صحت این مساله دارید؟ و نیز در مورد دوستتان که با وجود ابراز دوستی زیاد به شما الان اصلا" با شما تماس نمی گیرد ، این دو مساله به مقدار زیادی از افکار شما سرچشمه می گیرد افکاری که شاید واقعا" صحت نداشته باشند ولی با توجه به اینکه گفتید فرد ناامیدی هستید و خیلی گریه می کنید باید بگویم حتما" به یک مشاور روانشناس به طور حضوری مراجعه کنید تا مساله شما عمیقتر بررسی شود مخصوصا" اگر می بینید از نظر تحصیلی ، شغلی ، خانوادگی یا موارد دیگر دچار مشکل شده اید و یا اگر کارکردهای قبلی را ندارید .
صمیمانه برایتان آرزوی موفقیت دارم.
مشاور: خانم سارا سادات خرم
            کارشناس ارشد بالینی
امير تهراني
|
جمعه 9 مرداد 1394
|
پاسخ به این نظر
6
سلام من امير هستم ٢٦ ساله! تشكرميكنم ازسايت خيلي خوبتون الان حدود ٢ سال و ٩ ماه كه من با دختري كه از نظر مالي پايين تر از ما هستن دوست هستم و حدود ١ سال و ٩ ماهه كه خانواده من از اين موضوع اطلاع دارن چند روز پيش براي اشنايي با خانواده ي دوستم ,مادر و خواهرم به خانه ي انها رفتن شب قبلي كه برن خواهرم با من صحبت ميكرد و ميگفت وضعيت مالي براي ما مهم نيست ما فقط احترام ميخوايم ولي وقتي بر گشتن فقط از خونه و زندگي دختره ايراد گرفتن كه كوچيكه ما كسي رو نميتونيم بياريم اينجا وضعيت ماليشون خوب نيست اينا بدرد ما نميخورن شب قبلش خواهرم ميگفت خونشون كوچيك باشه ما نامزديتون و خونه ي خودمون ميگيريم اشكالي نداره اصلا ورق به تور كامل برگشت خانوادم ديگه خودشون و كشيدن كنار ميگن ما هيچ كاري نداريم خودت ميدوني حالا من بايد چي كار كنم به نظر شما لطفا كمكم كنيد
moshaver
|
ﺳﻪشنبه 13 مرداد 1394
|
پاسخ به این نظر
5

با سلام خدمت شما دوستـــــــ گرامی

" شــرایــط اقتـــصــــادی " طرفین برای ازدواج یکی از ملاکــــــ های مــــهم است. باید در شرایط یکسان یا حداقل نزدیک و هم سطـــح بهم باشند تا دچار مشکل نشوند ،  دوست عزیز باید هر دو از نظر فرهنگی و اقتصادی دارای شرایط مشابهی باشید و گرنه بعدها بعلت عدم توافق در امور زندگی و عدم همسانـــی با شکست مواجه می شوید. شاید اختلاف کم مالی مشکل ساز نباشد و اگر شما به شناخت کامل از این خانم برآمده ایی و تمام ملاکهای مهم دیگری که لازم ه  وجود یک ازدواج موفق هست را در ایشان دیده ایی صرف پایین بودن وضعیت اقتصادی نمی تواند مانع ازدواج شود در صورتیکه هر دو به همدیگر احترام بگذارید و یکدیگر را قبول کنید. ولـــــی اختلاف زیاد مالی در صورتی مشکل ساز می باشد که یک طرف خودش را خیلی بالاتر بداند .رفتاری که خانواده شما بعد از مراجعت به خانه این دختر خانم نشان داده اند گویای این مطلب است که سطح اختلاف بین دو خانواده را زیاد دیده اند!!!!!  بهتر است بیشتر فکر کنید و حمایت خانواده را بهمراه داشته باشید و می توانید با استفاده از مشاوره های تخصصی در زمینه ازدواج بهتر تصمیم بگیرید که آیا این ازدواج صحیح و مناسب هست یا نه ؟!

شــــــاد و پـــــرانرژی بــــاشــــــید

مشاور : خانم خـــضــــری