پرسش و پاسخ

مجموع 122 پرسش و پاسخ
 

پرسش های مطرح شده

مجموع 122 پرسش و پاسخ
mahtab,m
|
یکشنبه 7 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
2
با سلام خدمت شما و ممنون از وقتی که میذارین،من دختری 17 ماهه دارم که نزدیک هر کسی میشه یا از حرکتی بدش میاد طرف مقابلش رو میزنه اگه ممکنه بفرمایید من چطور با این عادتش مقابله کنم،البته تنبیه هم شده بارها هر بار صحبت کردم باهاش و داخل اتاقش یک دقیقه نشوندمش که بدونه کارش اشتباهه ولی اصلا فایده نداشته،ممنون از محبتتون
moshaver
|
ﺳﻪشنبه 9 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
3

با سلام خدمت شما دوست گرامی

مهم است بدانیم چه شرایطی باعث ختم شدن به این رفتار میشه ؟!!تا قبل اینکه کودک این کار رو انجام بده چطور با او رفتار می کردیم !!؟؟ شاید برای مدت طولانی به او توجه نکرده اید و برای جلب توجه این واکنش رو بروز داده است.

عزیزم ، کودک نوپای شما هنوز بطور کامل احساسات خود با دیگران رو درک نمی کنه ومسلما بطور عمد به احساسات دیگران لطمه نمی زنه...چون مدام در حال امتحان علت و معلول هاست با خودش میگه: "اگه من اینکارو انجام بدم چه اتفاقی می افته !!! "

رفتار کودک به احساسات دیگران هم یه جوراایی هم ربط داره چون کودک آگاه نیست که رفتارش بر روی دیگران هم اثر میگذاره باید کودک رو آگاه کرد از اینکه وقتی کسی رو میزنه یا گاهی شاید گاز میگیره اطرافیانش چه احساسی پیدا می کنند. سعی کنید به رفتارش پایان دهید و با آرامش سعی کنید با کودک صحبت بکنید ، وقتی اروم شد با خونسردیی بهش متذکر بشوید که این کار رو دوست ندارید و خیلی غصه میخورید.....و بهش گوشزد کنید اگه به زدن ادامه بده مثلا برات بستنی نمی خرم ..... فعلا پارک نمی برمت.... .گاهی لازم است بدون عصبانیت و پرخاشگری ولی با قاطعیت محیط رو ترک کنید. اگر با این کار می خواهد به خواسته اش برسه تحت هیچ شرایطی خواسته اش را اجرا نکنید و کوتاه نیایید در صورتی که اصرار داشت قاطعانه ولی با مهربانی بهش بگید تا وقتی اینطور رفتار کنی من خواسته تو رو انجام نمیدم اگر رفتار مطلوب رو انجام داد به سمتش بروید و مورد توجه و محبت قرارش بدید.

از دیدن کارتون و یا بازیهایی که در آن اعمال زور و پرخاشگری وجود داره منع ش کنید. آنقدر روی کارهای کم اهمیت که صرفا مقتضی سنش هست فشار نیاورید بطوری که کودک احساس کنه رفتار خصمانه ای نسبت به اون دارید. نسبت به کودک خود با محبت تر ، صبورتر باشید.

شــــــاد و پــــــرانرزی بــــــاشیــــــد

مشاور : خــانم خـــضـــری

saein m.m
|
چهارشنبه 3 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
2
سلام خسته نباشید ،من پسری 3/5 ساله دارم که به دلیل از دست دادن پدر بزرگش که وابستگی داشت بهشون وبه دلیل شرایط کاریه پدرش که مجبورع ماهی یک هفته باهاش باشه ،الان که هر سه پیش هم هستیم وابستگیه بسیار شدید داره حتی من یا پدرش دستشویی میریم باید پشت در دستشویی بشینه تا برگردیم،واصلا حاضر نیست بدون حضور هر دو یا وقتی پدرش نیست جایی بمونه یا کمی از ما جداتر ازما با دوست یا همسالاش بازی کنه،حتی حاضره اصلا سمت همسالاش نره تا نکنه از ما جدا بشه،خواهش میکنم به من کمک کنید تا بتونم کمکش کنم ممنون
moshaver
|
پنجشنبه 4 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
2

با سلام خدمت  شما دوست گرامی

وابستگی کودک در این سنین امری عادی است و زیاد جای نگرانی ندارد. هر چه کودک بیشتر احساس امنیت کند کمتر به شما می چسبد و وابستگی کمتری از خود نشان می دهد پس بهترین راه برای داشتن استقلال بیشتر ایجاد امنیـتــــــــ در اوست.

تا حد امکان نوازش و توجه داشته باشید ... در آغوش کشیدن و بوسیدن کودک در اوقات فراغت کمک می کند تا متوجه شود مورد علاقه شماست و برای جلب اطمینان به شما نمی چسبد. بطور مستقیم روی رفتارهای کودک تمرکز نکنید مثلا چرا به من چسبیدی و من و ول نمیکنی !!! چرا که با سلب اعتماد به نفس او موجب تشدید رفتارش می شوید.

از بازی قایم باشک استفاده کنید که کودک در حالی که شاد هست و مشغول بازی ، یاد بگیرد که نبود موقتی پدر و مادر را تحمل کند.سعی کنید برای لحظاتی او را با کسانی که دوست دارد تنها بگذارید و بهش تاکید کنید که می روید و زود بر می گردید. و هر وقت دوری شما را پذیرفت حتما به نحوی که خودش دوست داره  او رو تمجید کنید.

یه چیز و فراموش نکنید دوست ه من   : در هنگام چسبیدن کودک به خودتان عــصـــبانـــــی نشوید  چــــــرا که با شـمـــا بودن را به هر چیز دیگری تــــرجیح داده است.

 شـــــاد و پـــــر انـــرزی بــــاشیـــد

مشاور : خانم خـــضــــری

تارا احمدی
|
چهارشنبه 3 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
2
باسلام در خانوا ده ی من مدتی است که اطرافیانم تمام اعتقاداتی که از کودکی باهاشون بزرگ شدم رو زیر سوال میبرن و حرفهاشون هم با منطق جور درمیاد .ازجمله مادرم و همسرم و خواهرم و شوهر خواهرم .دچار تردید و اضطراب شدم و مدام بک میکنم کدام راه درسته .احساس میکنم ارامش ذهنی ندارم و نسبت به زندگی بدبین شدم .لطفا راهنمایی ام کنید تا به پاسخ روشنی برسم
moshaver
|
پنجشنبه 4 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
2

با سلام خدمت  شما دوست گرامی

اطلاعاتی که شما ارائه کردید مقداری مبهم و ناکافی می باشد مثلا اینکه شما در مورد سنتان و اینکه با چه اعتقاداتی بزرگ شده اید که  الان خانواده و اطرافیانتان منکر آن هستند حرفی نزدید.با این وجود اگر شما در سنی هستید که خوب را از بد تشخیص می دهید می توانید با توجه به چیزی که عقل و منطق به شما می گوید تشخیص بدهید که اعتقاداتی که با آآن بزرگ شده اید درست است یا نه !!!! و اگر منطق شما آنها را تایید کرد و شما را قانع کرد و شما به این باور رساند که باورهای دوران کودکیتان که با آنها بزرگ شده اید صحیح است دیگر لزومی ندارد تحت تاثیر صحبتها و نظراتی که باورهایتان را زیر سوال می برند قرار گرفته و به آنها شک کنید چیزی که مهم است اینست که شما باید اعتماد به نفس را در وجود خود تقویت کنید تا در صورت شنیدن نظرات مخالف با باورهایتان ، هر چند که این نظرات هم درست باشند دچار سرخوردگی و بلاتکلیفی نشوید.

مشاور : خانم خرم

ساحل
|
ﺳﻪشنبه 2 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
0
سلام من 22 سالمه وقتی پانزده سالم بود به واسطه رفتن به کلاس نقاشی با پسری که استادم بود اشنا شدم به دلایلی من این کلاسو نیمه کاره رها کردم تا اینجا همه چیز عادی بود تا اینکه دو سال بعد توی راه مدرسه این اقا جلوی راهم سبز شدکه البته بعدا فهمیدم اتفاقی نبوده این جلوی راه سبز شدن ها در طول یکسال هرچند وقت یکبار تکرار شد که البته هربار واکنش من این بود که انگار ایشون رو نمیبینم من اون موقع نمیخواستم خودم رودرگیر کنم گرچه ایشون ادم جذابی بود وهفت هشت سال از من بزرگتر.این ماجرا در طول دو سه سال بعدهم تکرار شدول خیلی کمرنگ تروبه صفررسید البته ایشون میخواست جلوتر بیاد ولی واکنش من فرقی نکرده بود و اون زمان درسم خیلی برام مهم بود جالبه ایشون تو کارموسیقی هم بودن ومن از یک خانواده مذهبی.در واقع من احساساتم رو سرکوب کردن...ایشون الان نامزد کرده(ما اشنا مشترک داریم).الان سوال من اینه من بایدچه برخوردی میکردم؟لطفا جواب سوالم رو بدید چون برام خیلی مهمه چون میترسم دوباره اشتباه کنم
moshaver
|
پنجشنبه 4 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
1

با سلام خدمت  شما دوست گرامی

 اینکه شما دوست عزیز خانواده مذهبی دارید نمی تواند مانع شود که شما عملکرد درستی را انجام ندهید اگر شما به این آقا علاقمند بودید و از علاقه ایشان هم نسبت به خودتان مطمئن ،، بهترین  کار به جای سرکوب احساساتتان این بود که مساله را به خانواده خود می گفتید و از ایشان هم می خواستید که از راه درست وارد شده اول با خانواده شما مساله را مطرح کند ولی در هر صورت فکر کردن به گذشته فایده چندانی ندارد از گذشته می توان تجاربی را آموخت که به درد آینده تان بخورد چه بسا که در آینده موارد جدیدی برای شما پیش بیاید که شما با توجه به تجاربی که کسب کرده اید انتخاب بهتری را بتوانید داشته باشید.

مشاور : خانم خرم

محدثه
|
دوشنبه 1 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
1
سلام.من ى دختر 16ساله هستم که میخواستم در مدرسه فرزانگان برم رشته ى تجربی ولی موفق نشدم و الان دیگه از زندگی سیر شدم و میخوام خودمو بکشم و به نظرم به ى مشاور نیاز دارم خیلی ممنونتون میشم کمک کنید
moshaver
|
پنجشنبه 4 تير 1394
|
پاسخ به این نظر
3

با سلام خدمت دوست گرامی

 

محدثه عزیزم خیلی جمله ی تکراری هست ولی باز لازم هست من م تــــــکرار کنم :

شــــکستـــــــ در کنکور، آزمون های ورودی مدارس تیزهوشان (فرزانگان) پایان راه نیـــستــــــــــــ  !!!!

انتقاد میکنم از خانواده هایی که برای فرزندان خود قبولی در کنکور و یا تحصیل در مدارس خاص را مقصد نهایی خوشبختی و سعادت برای فرزندان خود ترسیم می کنند.

شما با موفق نشدن در این آزمون میتونی میزان اعتماد به نفس و خود باوری خودت رو بسنجی و باید به توانایی خود واقف باشی و بتونی از تواناییهات به خوبی استفاده کنی..... خیلی ها مثل شما ممکن است در این چنین آزمونها با شکست مواجه بشوند ولی هیچگاه به فکر خودکشی نمی افتند.

یک فردی با افـــــکار ســـــــالم چرا باید میل به خودکشی داشته باشد....پیشنهاد می کنم بصورت حضوری هم مشاوره ببینید.

شـــاد و پــــرانـــــرزی باشـــــید

مشاور :خانم خـــضــری