خود را بشناسید

10 / 10
از 1 کاربر

 

"خود را بشناسید"

 

 

 

گاهی برای شناخت خود به سال ها زمان نیاز داریم.دو نفر می توانند با شناخت اندکی از خود وارد فرایند ازدواج شوند.اما وقتی فرایند شناخت و هویت یابی تان خوب رشد کرده باشد،درواقع زمانی که خودتان را به خوبی بشناسید،از نظر مشاوره ازدواج فرایند انتخاب همسر مناسب برای شما خیلی راحت تر خواهد بود.

هرچه بیشتر زوایای وجودی تان را بشناسید ودرباره ی خودتان بیشتر بدانید،در هنگام انتخاب شریک و همسر روحی تان جهت گیری درونی شفاف تری دارید.زمانیکه درباره ی ویژگی های جسمانی،احساسی،هیجانی،هوشی و روحی تان اطلاعات کافی  داشته باشید،بهعنوان فردی که در فرایند انتخاب قرار می گیرد،دقیق تر عمل خواهید کرد.اشخاصی که مرحله ی آشنایی را گیج کننده می یابند،در واقع با خودشان آشنا نیستند.

 

 

چگونه خودتان را بشناسید:

آدم ها پییچیده هستند.ازدواج بخش های بسیاری از وجود ما را در فرایند زندگی مشترک آشکار می کند.ازدواج چالشی در زندگی بوجود می آورد.پس لازم است درباره ی خودتان مطالعه کنید تا تمام ویژگی هایی را که از شما فردی بی همتا می سازد،بشناسید.برای اینکه بهتر خودتان را بشناسید،از پنج راهبرد پیشنهادی استفاده کنید:( مشاوره ازدواج

 

راهبرد اول:به بیست سوال زیر پاسخ دهید. دست کم یک بند پاسخ برای هر سوال بنویسید.

1.مهم ترین فرد در زندگی تان چه کسی است و چرا؟

2.مهم ترین رویایی که در زندگی مایلید به آن برسید،چیست؟

3.در زندگی تان چه کسی بیشتر از همه می تواند شما را عصبانی کند و چه رفتار خاصی انجام می دهد که موجب عصبانیت شما می شود؟

4.در زندگی تان چه کسی بیشتر از هرکسی می تواند موجب شود احساس کنید دوست داشتنی هستید و چه عمل خاصی انجام می دهد که موجب می شود احساس عشق و محبت کنید؟

5.از لحاظ بدنی،احساسی،ذهنی و معنوی چه احساسی درباره ی خودتان دارید؟

6.چه کسی و چه چیزی موجب می شود احساس کنید که الهام می گیرید؟وقتی الهام میگیرید چه احساسی دارید؟

7.در دنیا مهم ترین چیز برای شما چیست؟

8.اگرقراربودفقط یک روز دیگر از عمرتان باقی باشد،چطور آن را سپری می کردید؟

9.از چه چیزی بیشتر می ترسید؟

10.اگر می توانستید در بقیه ی زندگیتان فقط یک چیز به دست آورید،آن چیست؟

11.چه چیزهایی شما را کسل می کند،چه چیزهایی همیشه شما را کسل می کرده است و چه چیزهایی هرگز شما راکسل نمی کند؟

12.پول چقدر برای شما مهم است؟چقدر زمان صرف فکر کردندرباره ی آن می کنید و چه سطح درآمدی را مدنظردارید؟

13.خداوند چه نقشی در زندگیتان دارد؟آیا به خداوند باور دارید و اگر دارید،چگونه با او ارتباط برقرار می کنید؟

14.سه مورد از مهم ترین علایق خودتان را به ترتیب بنویسید.

15.بزرگترین دشمنتان کیست و چرا و چطور با شما دشمن شده است؟

16.غذا چقدر برای شما مهم است؟آیا اغلب در فکرخوردن هستیدو آیا غذا خوردن شما نظم و انضباط خاصی دارد؟

17.نظرتان در این مورد که با یک نفر ازدواج کنید و بقیه ی عمرتان را با او بگذرانید،چیست؟سه دلیل برای اینکه تک همسری را دوست دارید و سه دلیل که آن را نمی پسندید،ذکر کنید.

18.آیاخودتان را از نظر احساسی سالم میبینید؟در چه حیطه هایی سالم هستید و در چه حیطه هایی به رشد نیاز دارید؟

19.اختلاف و تعارض چه نقشی در زندگیتان دارند؟آیا با کسانی که خیلی با شما صمیمی هستند همواره دعوا و کشمکش و جروبحث می کنید؟چطور اغلب بین شما و آنها اختلاف بروز می کند؟

20.دوست دارید دوستانتان پس از مرگ شما چه چیز درباره تان بگویند؟

اگر به دقت به این پرسش ها جواب دهید،بینش و اطلاعات عمیقی بدست می آورید.با این بیست سوال شروع کنید.یک بعدازظهرکامل را به آن اختصاص دهید.در انتهای کار،به حتم اطلاعات از اعماق آگاهی تان به سطح خواهد رسید.

راهبرد دوم:درمورد جواب های خود با دو یا سه تن از دوستان صمیمی یااعضای خانواده تان بحث و گفت و گو کنید.

گاهی دیگران بهتر از خودمان می توانند ما را ببینند.ما نقاط کوری داریم و برخی از جنبه های خاص شخصیتمان را به خوبی نمی بینیم.از این رو،هدف راهبرد دوم این است از کسانی که شما را خیلی خوب می شناسند،بازخورد صادقانه بگیرید.وقتی به این اشخاص زمینه ی کافی برای بحث و گفت و گو بدهید،غنی ترین اطلاعات را به دست می آورید.

از سه نفر از کسانی که شما را خوب می شناسند بخواهید مدت زمانی را به شما اختصاص دهند.بطور دقیق به آنها بگویید که می خواهیدچه کار کنید و قصد دارید خودتان را بهتر از قبل بشناسید.بگویید که این مطلب را خوانده اید و به بیست سوال آن جواب داده اید و اینکه خواهان بازخورد صادقانه ی آنها هستید.از آن ها درخواست کنید جواب های شما را بخوانند و هر مطلبی که احساس می کنند می تواند در شناخت بهتر شما کمک کند،به جواب ها اضافه کنند.به آنها بگویید که جواب صادقانه شان موجب ناراحتی شما نخواهد شد.

وقتی می خواهید خودتان را بشناسید،دوستان و اعضای خانواده که شما را خوب می شناسند،می توانند نقش موثری داشته باشند.آنها اغلب دیدی از شما دارندکه خودتان ندارید و ممکن است دیدگاهشان را با شما در میان نگذاشته باشند.گاهی همین اطلاعات ممکن است موجب شود در پی شخصی متفاوت از آنچه می خواستید،بگردید.

راهبرد سوم:درخت خانوادگیتان را ترسیم کنید و آن را با نمودار هایی از اعضای خانوادتان کامل کنید.

همه ی ما محصول خانواده خود هستیم و تحت تاثیر والدین،برادر ها،خواهرهاو اعضای گسترده تر خانواده به هزاران شیوه شکل گرفته و تربیت شده ایم.گاهی تحت تاثیر نیاکانی قرار داریم که حتی آنها را نمی شناسیم.

برای رسیدن به درک و بینش بهتری از خودتان،درخت خانوادگی تان را ترسیم کنید.برای هر فرد حلقه ای بکشید و اسم اورا در حلقه قرار دهید.در بالا،از کسی که درباره ی او اطلاعات دارید شروع کنید.برای مثال،پدر پدر بزرگ یا مادربزرگتان؛و به همین ترتیب ادامه دهید تا نوبت به خودتان و همه ی خواهر ها و برادرهایی که دارید،برسد.

سپس درباره ی هریک از اعضا کمی فکر کنید. چه چیزهایی درباره ی آنها می دانید که بطور مستقیم به شما ارتباط پیدا می کند؟چطور بودند یا هستند و چطور به شما شباهت پیدا می کنند؟حقیقت این است که آنهاپیوندهای زیستی و اجتماعی با شما دارند و به یقین برخی از ویژگی های آنها در شما نیز وجود دارد.

در نهایت،دو یا سه نفر از آنها را انتخاب کنید و درباره شان یک صفحه بنویسید.کسانی را انتخاب کنید که بیشترین تاثیررادر شما گذاشته اند،مثل پدر،مادر،برادر.کمترکسی است که از این تمرین منبع گسترده ای از اطلاعات بدست نیاورد.

راهبرد چهارم:زندگی تان را به دوره های پنج ساله تقسیم کنید و برای هردوره تحلیلی بنویسید.

همه ی ما اگر بخواهیم درباره ی زندگی مان مطلب بنویسیم،موضوعات زیادی برای گفتن داریم.پس خودکار و کاغذی بردارید و ابتدا درباره ی پنج سال اول زندگی تان بنویسید.درباره ی خاطراتی که به ذهنتان می رسد،خوب یا بد و رخدادهایی که تاثیر مهمی در شما گذاشته است،بنویسید.سپس همین کار را درمورد شش تا ده سالگی تان بکنیدو به همین ترتیب ادامه دهید.هدف از این تمرین رسیدن به مهم ترین و تاثیرگذارترین خاطره ها ،اشخاص ،شرایط و هرمورد دیگر است،بویژه مواردی که هم اکنون نیز در شما تاثیر می گذارد.

راهبرد پنجم:از آزمون های روان شناختی استفاده کنید.

شما می توانید از آزمون هایی مختلف استفاده کنید تا سطح هوش خودتان را بسنجیدو با استفاده از آزمون های شخصیتی،برداشت بهتری از خود بدست آورید.یکی از آزمون هایی که توصیه می شود،آزمون شخصیت چندوجهی مینه سوتا (ام ام پی ای) اس که البته باید زیر نظر روان شناس انجام گیرد.این آزمون خیلی مفید است و نمایی ازشخصیتتان را آشکار می کند.آزمون های دیگری هم وجود دارد که خودتان به تنهایی می توانید انجام دهید و به شما در خودشناسی کمک فراوانی می کند.

 

 

فایده ی خودشناسی

بهایی که برای شناخت خودتان می پردازید اندک اما سودمندی آن فراوان و ماندگار است.مردان و زنانی که خودشان را خوب می شناسند،فرصت و شرایط بهتری در انتخاب شریک زندگی شان دارند.برعکس،کسانی که درک و بینش کافی نسبت به خود ندارند،خویشتن را به دست شانس و اقبال می سپارند و به امید بهترین ها می مانند.

انتخاب همسری که مناسب شما باشد پاداش وقت و زمانی است که برای شناخت خودتان صرف می کنید.همچنین اگر خودتان را به حدکافی بشناسید،می توانید به سرعت و به گونه ای موثرطرف مقابلتان را ارزیابی کنید تا ببینید آیا او برای شما مناسب هست یا خیر.شماازهمان شروع ارتباط می توانید ببینید که ایا باید زمان انرژیو توجهتان را صرف آن کنید یا نه.....

 

 

 مرکز مشاوره گروه همراه  سعادت آباد

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :