سبک زندگی و موفقیت

تله های فکری

بیشتر احساسات نامطلوب افراد ناشی از تله های دهنی آنها است. تله های ذهنی باعث میشوند که شما دچار اضطراب افسردگی یا دیگر مسائل روانی شوید. حتی در مواردی می تواند انگیزه شما را تغییر دهند. بنابراین بهتر است که انواع تله های ذهنی را بشناسید تا بتوانید راحت تر آنها را کنترل کنید.

تله ذهنی چیست؟

گاهی برای افراد مسائلی پیش می‌آید که باعث میشود آن را به صورت دیگری تعبیر و تفسیر کنند. یکی از آنها تله های ذهنی است. حتما برای شما هم پیش آمده که فردی از جملات شما تفسیر خاصی کرده و آن را به عنوان یک نیت بد در نظر گرفته درحالی که شاید شما چنین قصدی نداشته باشید. این مسئله در هر رابطه ای هم ممکن است پیش بیاید. تله های فکری یعنی اسارت در افکار و باورهایی که باعث تعبیر کردن هر چیزی به صورت منفی می شود. عمل فردی که می توان این تله ها را شناسایی کنند نمی‌توانند گرفتار آنها شوند.

تله های فکری

تله های فکری می توانند در جهات مختلفی روی زندگی و روابط با افراد تأثیر بگذارند. برخی از رایج ترین تله های فکری شامل موارد زیر هستند:

تفکر همه یا هیچ

در این نوع تفکر همه چیز را سیاه یا کاملاً سفید می بیند و هیچ گونه تعادلی برای آن قائل نمی شود. هر چیزی که کمی نقص در آن باشد برای افراد با این گونه تفکر به معنای شکست است. در این شیوه فرد میخواهد واقعیت را به صورت مطلق تفسیر کند. این افراد هرگز تعبیرهای حد متوسط را قبول نمیکنند. در ذهنیت آنها این طرز تلقی هست که امور همیشه به دو قسمت تقسیم می شود یا خوب و بد یا ممکن و غیر ممکن یا مطلوب یا غیر مطلوب و یا برتر و حقیرتر و چیز بینابینی معنا ندارد. این طرز تفکر در خیلی از بخش‌های زندگی به چشم می خورد. مثلاً اگر کسی خوب نباشد حتماً بد است یا اگر فردی خوشبخت نباشد حتماً بدبخت مطلق است و هیچ نقطه روشنی در زندگیش وجود ندارد. اگر کسی صلاحیت ندارد حتماً بی صلاحیت است و هیچ کاری در توانایی او نیست.

افرادی که کمال گرا هستند می‌خواهند همه چیز بی عیب و نقص است و کاملاً عالی انجام شود. هر چیزی که کمی نقص جزئی در آن وجود داشته باشد می تواند به شدت آن ها را به هم بریزد چرا که در دیدگاه این افراد چیز خاکستری وجود ندارد و همه چیز یا به طور کلی بد یا خوب است. این رفتارها شبیه به شخصیت وسواسی است. این طرز تفکر باعث می‌شود که تنها انسان هایی را بپذیرند که عالی و بدون عیب و نقص باشند در غیر این صورت کوچکترین لکه های همه چیز را سیاه می کند. مثل آنها باید فلان ماشین مدل بالا را داشته باشند و گرنه ترجیح می دهند که هیچ ماشین نداشته باشند یا اینکه دیگران همیشه درخواست های آنها را قبول کنند و اگر کسی یک بار جواب رد داد برای همیشه او را ترک می کنند.

تعمیم افراطی

کسانی که این نوع تله فکری دارند واقعیت های زندگی را بیشتر از مقدار حقیقی آن می بینند. آنها بر اساس یک اتفاق خاص نوع الگوی منفی را برداشت می‌کنند. شدت مقدار آنچه که تعبیر و تفسیر می کند بیشتر از مقداری است که در دنیای واقعی وجود دارد. افرادی که دارای تعمیم افراطی هستند به دلیل آنکه در مورد هر فکری اغراق می کنند و آن را به همه وجود زندگی تعمیم می‌دهند نمی‌توانند افکار مثبتی داشته باشند. یک تجربه منفی از یک اتفاق می‌تواند باعث شود که به راحتی قید هر چیزی را بزنند. مثلاً اگر در یک بار مسافرت اتفاق بدی بیفتد فکر می‌کنند که در همه سفرهای بعدیشان هم حتماً اتفاق می‌افتد. به همین راحتی لقب یک فرد بدشانس را به خودشان می دهند.

شخصی سازی

این تله فکری به معنای پذیرش مسئولیت در مورد چیزهایی است که ارتباط زیادی با شخص ندارد و یا اصلا ارتباطی به او ندارد. در این نوع تله فرد دیگری مسئول اتفاقی می داند که امکان کنترل آن را نداشته است شخصی سازی باعث احساس گناه و خجالت و نالایق بودن می‌شود و رخدادها را بر اساس استانداردهای طراحی و تصویب می‌کند که منطقی وعقلانی نیستند. به افرادی توجه دارد که بهتر از آنها عمل می کنند و خودشان را در مقایسه با دیگران خوار و خفیف می بینند.

برخی‌ها هم برعکس فکر می کنند و شرایط را دلیل اتفاقات خود می دانند و توجه نمی کنند که احتمال دارد خودشان هم در ایجاد گرفتاریها نقشی داشته باشند. مثلاً ممکن است بگویند عیب از من است یا من فرد بدشانسی هستم یا تقصیر من است نمی توانم با کسی صمیمی شوم م یا همسرممنطقی نیست یا والدین مرا درک نمیکنند.

استدلال هیجانی

استدلال هیجانی و احساسی نوعی تله فکری هست که استدلال افراد بر اساس واقعیت نیست بلکه بر اساس هیجانات و احساسات است. کسانی که دارای این نوع تله هستند فکر میکنند که احساسات ناخوشایند آنها نشان دهنده واقعیت است آنها اجازه می دهد که احساسات شان تفکرشان را تحت شعاع قرار دهد. آنها احساسات منفی را الگوی عمل خود قرار می دهند و اعتقاد دارند که این اتفاقات رخ می دهد چراکه چنین احساس نامطلوبی دارند. مثلاً فردی ممکن است با خود بگوید که چون احساس می کنم که شکست میخورم پس حتما در امتحان موفق نمی شوم.

بی توجهی به نکات مثبت

کسانی که این نوع تفکر غیر عقلانی را دارند توجه زیادی به جنبه های منفی نشان میدهد و نکات مثبت یک اتفاق را نادیده میگیرند. بی توجهی به نکات مثبت باعث میشود که شادی و رضایت از زندگی گرفته شود و فرد دچار ناامیدی و حتی در مواردی افسردگی شود. نمونه آن می‌تواند این باشد که گاهی فردی از شما تعریف می کند و فکر می کنید که یا دارد دروغ می گوید یا اصلاً چیزی نمی فهمد. افرادی که چنین تله فکری دارند تصور می‌کنند که اگر کار مهمی توانستند انجام دهند هر کسی می توانست آن را انجام دهد و به آن بی توجهی می کنند. نادیده گرفتن این امور مثبت سبب پریشانی و نگرانی همیشگی آنان می گردد.

فاجعه سازی

شما ممکن است چنین برداشتی داشته باشید که آنچه که اتفاق افتاده فاجعه و دردناک است و دیگر بدتر از این نمیشد. این تله فکری باعث میشود که نتوانید به راه حل ها فکر کنید. این افراد به قدری جنبه منفی قضایا نگاه میکنند و از آن وحشت زده می‌شوند که دیگر واقعیت را نمی بینند.

انتزاع انتخابی

در این تنه فکری فرد یک اتفاق را خاب می‌کند و در مورد آن نتیجه گیری اشتباهی دارد. در این روش و بر روی جزئیات تمرکز کرده و سایر جنبه های دیگر را نادیده می‌گیرد. منتها این نوع تحت تکفل را فیلتر ذهنی هم می نامند. چرا که به نکات منفی تمرکز دارد و از سایر امور مثبت چشم پوشی می کنند. کسانی که این طرز فکر را دارند تحت تاثیر یک رخ داده ناخوشایند تمام واقعیت ها را از یک حادثه نادیده میگیرند و این باعث می‌شود که ذهنشان بیش از حد درگیر همان یک جنبه منفی شود. مثلاً کسی که که به خاطر شایستگی در کار لوح تقدیر می گیرد و در حین دریافت جایزه برخورد نادرست یک فرد او را آشفته کرده و تمام روز به او فکر میکند.

استنباط دلبخواهی

این تله فکری به معنای رسیدن به دستاوردهایی بر پایه مدارک ناکافی. توانایی حدس زدن افکار اطرافیان بدون تعامل با آنان. گاهی آنقدر از واقعیت فاصله می‌گیرد که بدون هیچ گونه دلیل خاصی نتیجه گیری نادرست می کند و دیگران را بر اساس ملاک های نادرست و دلبخواهی قضاوت میکند و به این نتیجه میرسد که آنها فلان کار را کردند بدون آن که حرفش واقعیت داشته باشد مثلاً رئیسم چیزی نگفت ولی میدانم که حتماً از دستمن عصبانی است و میخواهد مرا اخراج کند. در چنین مواردی بهتر است به جای اینکه در مورد افکار دیگران قضاوت کنید از آنها سوال بپرسید و نظر شان را جویا شوید تا شواهد مطمئن تری افکارتان را تایید یا رد کنند.

پیش بینی منفی

این تله فکری نوعی طالع بینی به حساب می آید به این دلیل که فرد در مورد اتفاقاتی که هنوز رخ نداده پیش بینی های منفی دارد و فکر میکند که قرار است حوادث ناخوشایندی در زندگی اش به وجود بیاید. هرچند شواهدی برای آن وجود ندارد. در این گونه خطای شناختی افراد فکر می‌کنند که می‌توانند آینده را درست پیش بینی کنند و به هر آنچه که فکر کنند هر چقدر هم که ناخوشایند باشد حتما در آینده اتفاق می‌افتد به همین دلیل دچار استرس و نگرانی می شوند و نمی توانند این افکار آشفته خود را کنترل کنند.

مثلاً کسی که دچار بیماری خفیف شده با خودش پیش بینی می کند که هرگز بهبود نخواهم یافت یا کسی که به آزمون کنکورش شش ماه مانده با خودش می گوید که حتما در آزمون موفق نخواهم شد. این افکار منفی می توانند حتی توانایی های ما را هم تحت تاثیر قرار دهند و باعث شوند که در برخی موارد ضعیف عمل کنیم مانند کسی که سمت شغلی به او واگذار می شود و با خودش این فکر را می‌کند که نمی‌تواند از عهده آن بر بیاید در نتیجه تحت تاثیر افکارش پیشرفتی نمیکند.

 

پیامد تله های فکری

تله های فکری باعث می‌شود که سبک زندگی خاصی برای افراد به وجود بیاید و آنها را دچار مسائلی کند که بعضی از آنها شامل موارد زیر هستند:

روان رنجوری

کسانی که دارای این سبک زندگی هستند احساس درماندگی می کنند و نمی توانند انتخابی برای آینده شان داشته باشند و دیگران باید مسیر را به آنها نشان دهند. این افراد اگر مورد تایید بقیه نباشند بسیار ناراحت می شوند و موقعی که کارها طبق خاصی آنها پیش نمی‌رود ناراحت می شوند و آن را رها می کنند. آنها معمولاً افراد استرسی و نگرانی هستند. این افراد گرچه ظاهراً رفتارهای سازگاری از خود بروز می‌دهند اما با توجه به اضطراب و افسردگی، درماندگی، خودتحقیری و ناخشنودی از زندگی دارای تفکرات خیالی هستند و سبک زندگی ناسازگارانه ای دارند.

مکانیسم مقابله ای سرکوبی

در این سبک زندگی فرد سعی می کند که احساسات خود را بروز ندهد و از نشان دادن احساسات ناخوشایند پرهیز کند. آنها ممکن است با خود بگویند که” من باید همیشه منظم و مودب رفتار کنم حتی نسبت به کسانی که رفتار درستی ندارند. هر کسی با من بد رفتار کرد من هرگز نباید عصبانی شوم”. این افراد  ظاهراً رفتارهای سازگارانه از خود نشان می دهند اما واقعیت این است که چنین انسانهایی به علت مهار کردن احساسات خود در بلند مدت دچار آشفتگی می شوند چرا که آرامش قلابی دارند اما در درون فشارهای زیادی را متحمل می‌شوند و از طرف دیگر چنین افرادی بسیار گوشه گیر می شوند چرا که همیشه تحت کنترل دیگران قرار دارند و نمی توانند ارتباط صحیح برقرار کنند.

برون گرایی افراطی

در این سبک افراد با این احساس که می خواهند پر انرژی به نظر برسند و فعال باشند با دیگران شوخی کنند و در کنار آنان قرار بگیرند زندگی می کنند و بیشتر وقت خود را در کنار دیگران می گذرانند. این سبک شخصیتی اگر در حالت تعادل باشد می‌تواند با خود پنداره مثبت همراه باشد و احساس رضایت آرامش و عزت نفس و امید را به همراه داشته باشد اما وقتی از حالت تعادل خارج شود دیگر سالم به نظر نمی رسد. این سبک برون‌گرایی حالت خودشیفتگی، عصبانیت و رفتارهای ضد اجتماعی را در بر می گیرد.

آزاد اندیشی افراطی

افراد آزاد اندیش معمولاً کنجکاو هستند و دوست دارند که تجربه‌های تازه‌ای در زندگی داشته باشند و راه های جدید را آزمایش کنند. آنها می خواهند مستقل فکر کنند. این سبک اگر در حالت تعادل باشد با خوشبینی و خودپنداره مثبت همراه است ولی وقتی به رفتارهای افراطی کشیده می شود می تواند رفتارهای تکانشی و حالت شیدایی را به وجود بیاورد.

 

کلام آخر

تله های فکری می توانند باعث انواع بیماری های روان رنجوری و اختلالات روانی شوند. به این دلیل که به تدریج قدرت واقعیت را از فرد می گیرند و منجر به آن می شوند که افراد فقط جنبه های منفی هر اتفاقی را نگاه کنند و به این گونه خطاهای فکری عادت کنند. ممکن است شما هم از این گونه افکار داشته باشیم. این را بدانید که در مواردی دلیل ناراحتی ها و آشفتگی های روزانه شما این افکار است. در چنین مواردی توصیه می شود که از یک روانشناسی و درمانگر با تجربه کند بگیرید. تیم متخصصان و مشاوران با تجربه ما در کلینیک روانشناسی همراه آماده دریافت خدمات به شما هستند.

0/5 (0 Reviews)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
نیاز به کمک دارید؟ پیام دهید