سبک زندگی و موفقیت

چگونه ترتیب تولد بر شکل گیری شخصیت اثر میگذارد؟

آیا این باور که ترتیب تولد می‌تواند بر ویژگی‌های شخصیتی شما تأثیر بگذارد، واقعاً درست است؟ ترتیب تولد ،تاثیر اجتماعی مهمی در کودکی است، تاثیری که سبک زندگی خود را از آن به وجود می آوریم. با اینکه خواهر-برادرها والدین یکسانی دارند و در یک خانه زندگی می کنند، ولی محیط های اجتماعی همانند ندارند. بزرگ تر یا کوچک تر بودن از خواهر-برادرها، و قرار داشتن در معرض نگرش های مختلف والدین، شرایط کودکی متفاوتی را به وجود می آورد که به تعیین  شخصیت کمک می کند.برای آشنایی بیشتر با ویژگی های شخصیتی هر کدام از فرزندان ادامه مقاله را دنبال کنید .

فرزند اول 

فرزندان اول، حداقل برای مدتی، موقعیت بی همتا و حسادت برانگیزی دارند. معمولا والدین از تولد فرزند اول خوشحال اند و وقت و توجه زیادی را صرف این بچه تازه وارد می کنند.معمولا فرزندان اول مورد توجه فوری و تقسیم نشده ی والدین خود قرار دارند. نکتۀ مثبت این توجه آن است که به او اعتماد به‌ نفس می دهند و نکتۀ منفی این است که می‌تواند او را کمی به احساس سلطه گری متمایل سازد در نتیجه این کودکان تا زمانی که فرزند دوم به دنیا نیامده است ، احساس خوبی دارند.

ناگهان فرزندان اول دیگر کانون توجه نیستند، محبت و مراقبت فوری به آنها نمی شود.محبتی که فرزندان اول هنگام سلطه خود می دیدند،اکنون باید تقسیم شود. تمام فرزندان اول ضربه تغییر جایگاه خود را در خانواده احساس می کنند، ولی آنهایی که بیش از حد نازپروده بار آمده اند،بیشتر لطمه میبینند. میزان این لطمه به سن فرزند اول هنگامی که رقیب ظاهر میشود نیز بستگی دارد. برای مثال،یک کودک 8 ساله از تولد خواهر یا برادر خود کمتر از یک بچه 2 ساله ناراحت خواهد شد. به طور کلی، هرچه فرزند اول هنگام وارد شدن فرزند دوم بزرگتر باشد ،عزل کمتری را احساس خواهد کرد.آنها اغلب باید منتظر بمانند تا نیازهای نوزاد تازه وارد برآوررد شود و به آنها تذکر داده میشود که ساکت باشند تا نوزاد جدید را آشفته نکنند. هیچ کس نمی تواند انتظار داشته باشد که فرزندان اول بدون دعوا کردن ، این جابجایی شدید را تحمل کنند.

فرزندان اول معمولا به گذشته گرایش دارند،حسرت گذشته را میخورند و نسبت به آینده بدبین هستند.آن ها که یک زمانی طعم قدرت را چشیده اند، در طول زندگی همچنان به فکر آن هستند. آن ها می توانند تا اندازه ای بر خواهر-برادرهای کوچکتر خود حکمرانی کنند،ولی در عین حال، بیشتر در معرض قدرت والدین خود قرار دارند، زیرا از آنها انتظار بیشتری می رود.

اما فرزند اول بودن مزایایی هم دارد. وقتی کودکان بزرگتر میشوند، فرزند اول اغلب نقش معلم،مربی،رهبرو ناظم را ایفا میکند، و والدین توقع دارند که او به مراقبت از خواهر-برادرهای کوچکتر کمک کند .این تجربیات معمولا فرزند اول را قادر میسازد تا از لحاظ عقلانی بیشتر از فرزندان کوچک تر پخته شوند .

فرزندان اول  علاقه زیادی نیز به حفظ کردن نظم و اقتدار دارند.آنها سازمان دهندگان خوب،وظیفه شناس و دقیق در مورد جزئیات و خودکامه و محافظه کار در نگرش ،میشوند.

فرزند دوم 

فرزندان دوم همان هایی که چنین آشوبی را در زندگی فرزندان اول برپا کردند نیز در موقعیت بی نظیری هستند.آنها هرگز جایگاه قدرتمندی را که زمانی فرزندان اول اشغال کرده بودند، تجربه نمی کنند.حتی اگر فرزند دیگری به خانواده آورده شود.فرزند دوم احساس عزلی را که فرزندان اول احساس کردند،حس نخواهند کرد.فرزند دوم تازگی فرزند اول را ندارد .والدین درمورد رفتار خودشان کمتر نگران و مضطرب هستند و با آرامش بیشتری به فرزند دوم رسیدگی میکنند .فرزند دوم همیشه سرمشقی از رفتار فرزند بزرگتر به عنوان الگو، تهدید ، یا منبع قدرت، در اختیار دارد.

رقابت با فرزند اول میتواند فرزند دوم را که سعی دارد به فرزند اول برسد و از او جلو بزند، برانگیخته کند. آنها در مورد آینده خوشبین ترند و رقابت جو و جاه طلب اند.

فرزند آخر 

فرزندان آخر هرگز با ضربه عزل فرزندی دیگر روبه رو نخواهند شد و اغلب عزیزدردانه خانواده میشوند، مخصوصا اگر خواهر و برادر ها چند سال بزرگتر باشند.فرزندان آخر که نیاز به جلو افتادن از خواهر-برادرهای بزرگتر، نها را برانگیخته می کند، اغلب با سرعت زیادی رشد می کنند. آنها معمولا در بزرگسالی دست به هرکاری بزنند،موفقیت زیادی کسب میکنند. با این حال، برعکس آن نیز میتواند روی دهد، و این در صورتی است که فرزندان آخر بیش از حد نازپرورده باشند و به این باور برسند که نیازی ندارند خودشان چیزی یاد بگیرند. این کودکان وقتی بزرگتر میشوند، ممکن است درماندگی و وابستگی کودکی خود را  حفظ کنند.

تک فرزند

تک فرزندان هرگز جایگاه برتر وقدرتی را که در خانواده دارند، از دست نمیدهند. آنها کانون توجه باقی می مانند . تک فرزندان که وقت بیشتری را از کودکانی که خواهر-برادر دارند با والدین می گذرانند،اغلب زود پخته میشوند و رفتار و نگرش های بزرگسالان را نشان میدهند.تک فرزندان وقتی متوجه میشوند که در زمینه های خارج از خانواده ،مثل مدرسه ،کانون توجه نیستند ،دچار مشکلاتی میشوند. این کودکان یاد گرفته اند که نه تقسیم کنند نه رقابت.اگر توانایی های آنها توجه و تائید کافی را جلب نکند ،احتمالا احساس ناامیدی خواهند کرد .

آنچه باید درباره تنها فرزند خود بدانید

افرادی شاد و سرزنده اند که این شادی و سرخوشی را با خود همه جا می برند و دیگران را نیز از آن بهره مند می کنند. مهارت های مردمی آنها بسیار قوی است و عاشق این هستند که دیگران را با حرف ها و کارهایشان سرگرم کنند. هیچ کس برای آنها غریبه نیست و به سرعت با همه صمیمی می شوند. افرادی برونگرا هستند که از وجود دیگران انرژی می گیرند. از ریسک کردن واهمه ای ندارند ولی دارای نقاط منفی هم می باشند از جمله اینکه خیلی زود خسته می شوند، از طرد شدن واهمه داشته و افق توجه هاتشان کوتاه است، افرادی خود گرا هستند. معمولا به خاطر توقعات غیر واقعیشان از رابطه، که تصور می کنند در همه ی رابطه ها باید همیشه خوشی و خنده برقرار باشد، رابطه های زیادی را به فنا می دهند .

تقریباً همه تک فرزند ها، مثل فرزندان اول شروع می کنند و این امر، چه برای فقط چند سال یا تمام عمر باشد، بهره مندی از توجه تمام و کمال والدین هم موهبت و مصیبتی برای آنان است. ازجنبه مثبت، اعتماد به نفس و قاطعیت در تنها فرزند شما پرورش خواهد یافت، و ازجنبه منفی تنها مرکزتوجه بودن می تواند به توقعات زیاد غیر واقع بینانه ای رهنمون شود. تک فرزندها

تک فرزندها مانند بچه های آخری، بیش از حد شیفته توجه می باشند که این امر می تواند آنها را مستحق رفتاری شاهانه سازد. برای غلبه بر تمایل به لوس بارآوردن، اطمینان حاصل کنید که محدودیت هایی برای او قائل می شوید، استقلال و اتکا به نفس او را تشویق کنید و از تمجید و ستایش بیش از حد خودداری کنید.

ترتیب تولد و ازدواج

شاید با بررسی روانشناختی از ژنی که به ارث میبرید گرفته تا تحصیلات پدر و مادرتان، همه و همه میتواند روح و روان شما را زیر و رو کند و روی ازدواجی که چند دهه بعد از تولدتان اتفاق میافتد تاثیر بگذارد. اما گذشته از تمام چیزهایی که دست خودتان هست و نیست، ترتیب تولدتان هم میتواند نقش کلیدی را بازی کند. اینکه شما اولین نورديده خانواده باشید یا اینکه بعد از خواهر و برادرانتان به دنیا بیایید تا حدودی میتواند سرنوشت عاطفیتان را هم تعیین کند.

بچه های اول باید با بچه های چندم ازدواج کنند؟

بهترین گزینه برای ازدواج: بچه های اول در کنار دومیها آرامش بیشتری را تجربه خواهند کرد، چراکه

فرزندان دوم آرام و زودجوش، به راحتی از خواسته های آنها تبعیت میکنند و از آنجا که به سلطه گری

بچه های اول عادت دارند، وقتی با یک دستور بی چون و چرا از طرف آنها روبهرو میشوند، زیاد سخت نمی گیرند و نمی رنجند.از طرف دیگر، حمایت های همیشگی بچه های اول میتواند ترس از زورگویی شان را کمرنگ تر کرده و به همسرشان دلگرمی بیشتری بدهد.

بدترین گزینه برای ازدواج: ترکیب ازدواج دو بچه اول با هم میتواند جنجال های زیادی را به پا کند.

ممکن است آنها به دلیل توانایی هایشان از نظر مالی یا کاری پیشرفت زیادی داشته باشند و به دلیل اینکه

رقیب دیگری در خانواده ندارند، از والدینشان کمک های بیشتری دریافت کنند اما جرقه های سلطه طلبی

همیشه رابطه آنهارا تهدید میکند. ازطرف دیگر، برای تک فرزندها آسان نیست که داشته هایشان را به

اشتراک بگذارند و همین موضوع میتواند تهدیدی برای ارتباطاتشان باشد.

ازدواج تک فرزند ها

خصوصیات تک فرزندها و بچه های اول تاحدودی شبیه به هم است. جاه طلبی و سلطه جویی در شخصیت تک فرزندها هم مانند بچه های اول راه دارد اما نمیتوان یک تفاوت اساسی میان آن دو را نادیده گرفت. با آمدن بچه دوم، تک فرزند سابق باید توجه اطرافیان را با این قدم نو رسیده هم تقسیم کند و در بسیاری از چیزهایی که پیش از این منحصر به او بوده، با دیگری شریک شود. این اجبار در اشتراک، شکست بزرگی برای او به حساب میآید و خصلت حسادت را هم به دیگر خصوصیات او اضافه میکند. اما اعتماد به نفس بالاتر و جدیت بیشتر باعث میشود بچه های اول یک سر و گردن از دیگران جلوتر باشند. حاال اگر بچه اول همیشه تک فرزند بماند، قطعا دیگر نیازی ندارد که همه زندگی اش را با دیگری تقسیم کند. به همین دلیل تک فرزندها انحصارطلب تر بار میآیند و کمتر از بچه های دیگر طاقت نه شنیدن را دارند.

ازدواج با فرزندان دوم

بچه های دومی حرف گوش کن و آرام بار میآیند. آنها که همیشه زیر سلطه بچه های اول بوده اند، یاد

گرفته اند که باید حرف دیگران را بپذیرند و تا آنجا که میتوانند در زمان اختلاف نظر کوتاه بیایند. بچه های دوم گرچه از بچه های اول همیشه زور شنیده اند، اما از نعمت داشتن یک حامی بزرگتر هم بهرهمند بوده اند. آنها این امکان را داشته اند که با خواهر یا برادر بزرگترشان رقابت کنند و از او چیز یاد بگیرند.این بچه ها، مهارتهای ارتباطی قویتری هم دارند و از آنجا که باید رابطه شان را با بچه های اول تنظیم میکردند و در نقطه تعادل نگاه میداشتند، یاد گرفته اند چطور به دیگران نزدیک شوند و با آنها کنار بیایند. این ویژگی وقتی قدرتمند میشود که بچه دیگری به دنیا بیاید و فرزند دوم، نقش فرزند وسط را بر عهده بگیرد. در این شرایط او همیشه میانجی رابطه فرزند کوچکتر و بزرگتر میشود و در تنش های خانواده، بیشتر از هر کسی برای برقرار شدن صلح و آرامش تلاش میکند.

بهترین گزینه برای ازدواج: بچه های دوم با هر کسی میتوانند ازدواج کنند و خوشبخت شوند. خلق وخوی سازگار آنها باعث میشود که هم از پس حمایت بچه های آخر بر بیایند و هم با شنیدن زورگویی های بچه اولیها زندگی را خیلی سخت نگیرند.

بچه های آخر نباید باهم ازدواج کنند

حرف گوش کردن در بچه های آخر از دومی ها هم بارزتر است. آنها که چند بزرگ تر بالای سر خود داشته اند، نه تنها بله قربانگو بار میآیند، بلکه بیشتر هم به دیگران متکی میشوند و به دنبال حمایت آنها میگردند. بچه های آخر از رسیدگی زیاد والدین به ویژه مادر بهرهمند بوده اند. بچههای آخر خالق هستند و در جذب آنچه محیط به آنها عرضه میکند، توانا ترند. آنها ذهنی باز و فعال دارند و از آنجا که عاشق خودنمایی و عرضه توانایی هایشان هم هستند، با تمام وجود دستاوردهایشان را به دیگران نشان میدهند.سلطه طلب بودن آنها باعث میشود که همیشه به دیگران متکی باشند و بیشتر اc هر کس دیگری به حمایت دیگران نیاز داشته باشند و با دریافت کردن آن احساس آرامش و اطمینان میکنند. بچه های آخر به خدمت رسانی دیگران عادت دارند و از آنجا که بچه های اول هم عاشق راه انداختن کار دیگران هستند، زندگی با یک بچه اول برای آنها جالب و آرام به نظر میرسد. از طرف دیگر، بچه های آخر عادت دارند که در مقابل خواسته های دیگران تمکین کنند و به همین دلیل یک فرزند اول زورگو نمیتواند از نظر آنها همسری نامهربان به نظر برسد.

بدترین گزینه برای ازدواج: گرچه نمیتوان این قانون را در مورد همه صادق دانست اما ترکیب ازدواج دو بچه آخر با هم کمی نگرانکننده به نظر میرسد. ازدواج دو فرد سلطه طلب با هم میتواند آنها را با چالش هایی روبه رو کند. بچه های آخری که همیشه عادت داشته اند که دیگران مشکالتشان را برطرف کنند، ممکن است از پس حل مشکلات ریز و درشت زندگی مشترک برنیایند و زود دلسرد و ناامید شوند.

بهترین گزینه برای ازدواج: ترکیب ازدواج یک بچه اول با بچه آخر ایده آل به نظر میرسد.

کلام آخر

در مقاله امروز متوجه شديد که ترتيب تولد مي تواند بر شخصيت انسان اثر بگذارد. علاوه بر آن تست ها و آزمون هاي مختلف روانشناسي هم وجود دارند که شما را تا حد زيادي با ويژگي هايتان آشنا مي کند. در اين زمينه مي توانيد از روانشناسان ما در کلينيک همراه کمک بگيريد.

0/5 (0 Reviews)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
نیاز به کمک دارید؟ پیام دهید