درمان اختلال روانی با روانشناس و روانپزشک

بیماری روانی

بیماری روانی یا اختلال روانی اصطلاحی است که امروزه زیاد می‌شنویم؛ زیرا با تغییر سبک زندگی و دور شدن از الگوهای قدیمی که همدلی و همکاری بین افراد را رواج می‌داد و مانع از ایجاد احساس تنهایی، افسردگی و سایر اختلالات می‎شد، امروزه با زیاد شدن استرس‌های شغلی، پیچیده‌تر شدن روابط، افزایش سطح توقع از زندگی، رسوخ زندگی ماشینی بین افراد جامعه، دور شدن از هم و سایر عوامل، شاهد بروز حجم بیشتری از اختلالات روانی در جامعه هستیم که متأسفانه محدودیت سنی هم ندارد و هر طیفی را ممکن است درگیر کند و این در حالی است که بیمار روانی بیش از هر بیمار دیگری نیاز به درک و همدلی دارد.
گاهی اختلال روانی در حدی نیست که بیمار نیازمند استفاده از دارو باشد و با کمک متخصصان حوزه سلامت روان؛ از جمله روانشناسان، مددکاران، مشاوران و … می‌تواند به سلامت روان سابق خود بازگردد ولی گاهی این اختلالات آنقدر شدید و توان‌فرسا هستند که همکاری روان‌شناس و روان‌پزشک را به صورت توأم می‌طلبند.

 

 تأثیر همکاری روان‌شناس و روان‌پزشک در درمان اختلالات روانی

هنگامی که صحبت از مشکلات رفتاری و اختلالات روانی می‌شود، اولین چیزی که در ذهن ما تداعی می‌گردد کمک‌ گرفتن از مشاوران خبره حوزه روان‌شناسی است، ولی اینکه به روان‌شناس مراجعه کنیم یا روان‌پزشک یا از همکاری روان‌شناس و روان‌پزشک به صورت هم‌زمان کمک بگیریم، واقعاً در حد تشخیص ما نیست؛ زیرا پاسخ به این سؤال نیاز به اطلاعات تخصصی دارد که ما در این حوزه صاحب‌نظر نیستیم.
پس در هنگام مواجهه با چنین مواردی در ابتدا باید به یکی از این دو، یعنی یا روان‌شناس یا روان‌پزشک مراجعه کنیم تا آن‌ها با دانش و اطلاعات تخصصی خود و با گرفتن شرح حال از بیمار و اطرافیان بیمار تشخیص دهند که بیمار به کدام مداخله نیاز دارد.
آیا مشاوره روان‌شناسی برایش کفایت می‌کند یا نیاز به مراجعه به روان‌پزشک و دارو درمانی دارد؟ و یا مشکلات بیمار آن‌قدر حاد است که باید هم مداخلات درمانی از نوع دارو درمانی را دریافت کند و هم نیاز به مشاوره‌های تخصصی روان‌شناختی دارد؟ از اینرو در این مقاله به این سؤالات پاسخ خواهیم داد تا در صورت بروز چنین مشکلاتی، راه‌کارهای ابتدایی و اولیه را بدانید و درمان را به تأخیر نیندازید. بنابراین مطالب خوب این مقاله را از دست ندهید!

روانپزشک و یا روانشناس

روان‌پزشک یا متخصص اعصاب و روان شخصی است که مدرک پزشکی و تخصص روان‌پزشکی دارد؛ از اینرو به هنگام ملاقات بیماری که مشکلات حاد روانی دارد، در صورت تشخیص به دارو درمانی، امکان و اجازه تجویز دارو را دارد و این در حالی است که یک روان‌شناس حتی اگر دارای مدرک دکتری هم باشد، اجازه تجویز دارو را ندارد.

بنابراین در صورت نیاز بیمار به دارو، روان‌پزشک در ابتدا از بیمار و از اطرافیان بیمار شرح حال می‌گیرد و چنانچه لازم ببیند آزمایش‌های تشخیصی مکمل تجویز می‌کند تا به شناخت دقیقی از مشکلات بیمار دست یابد. سپس با توجه به شدت وخامت حال بیمار و در نظر گرفتن فاکتورهای دیگری از جمله سن بیمار، زمان ابتلاء، میزان نیاز به دارو و… داروهای لازم را در دوز مناسب و بازه زمانی لازم توصیه می‌کند.
علاوه بر این روان‌پزشک کتاب راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM 5) را که آخرین ورژن این کتاب است و توسط مؤسسه روان‌پزشکی آمریکا طراحی شده و هر چند وقت یک بار به روز می‌شود را بیس کار قرار می‌دهد، درحالی که روان‌شناس به DSM 5 ارجاع می‌دهد ولی برای تشخیص اختلالات روانی در درمان‌های شناختی، از پرسش‌نامه‌های شخصیتی چندمحوری مینه‌سوتا و تست فرافکن رورشاخ و سایر آزمون‌های این حوزه استفاده می‌کند.
گاهی ممکن است اختلال روانی به گونه‌ای باشد که بیمار علاوه بر نیاز به دریافت دارو، نیاز به کمک‌گرفتن از درمان‌های شناختی یا شناختی – رفتاری نیز داشته‌باشد. در چنین مواقعی همکاری روان‌شناس و روان‌پزشک به سرعت و کیفیت بهبود بیماری کمک می‌کند.

اهمیت تشخیص اختلال روانی

معمولاً در جامعه دیدگاه خوبی نسبت به اختلال روانی وجود ندارد و مردم پرهیز دارند از این‌که بیماری‌های روانی خود را بپذیرند و به دنبال درمان باشند؛ از اینرو با امتناع از مراجعه به روان‌شناس یا روان‌پزشک یا دریافت کمک از همکاری روان‌شناس و روان‌پزشک، درمان خود را به تأخیر می‌اندازند. ولی گاهی این تأخیر یا عدم مراجعه به متخصصان حوزه سلامت روان می‌تواند به صورت همیشگی درمان را ناکام بگذارد یا بیمار را در سال‌های آتی با مشکلات جدی‌تر مواجه کند.
همه ما در دوره‌هایی از زندگی خود احساس ناتوانی، عدم اعتماد به نفس، رنج، خشم، هراس، توهم، اضطراب، افسردگی، شک بیمارگون و حالت‌هایی مشابه را تجربه کرده‌ایم. گاهی حتی افکار خطرناکی مانند کشتن یا خودکشی از ذهن ما خطور کرده‌است، ولی تصورمان این بوده که اینها فقط افکاری هستند که در ذهن ما قرار دارند و فی‌نفسه خطرناک نیستند، در حالی که هر یک از این حالات به صورت بالقوه این پتانسیل را دارند که به صورت ناتوان کننده‌ای زندگی ما را در معرض مخاطرات جدی قرار دهند و تبدیل به یک بیماری روانی گردند.
شاخص‌هایی برای این‌که بدانیم مشکلات ما بیماری روانی هستند و نیاز به درمان دارند یا مشکل ساده‌ای هستند که خود به خود برطرف می‌شوند، وجود دارند که در ادامه آن‌ها را شرح می‌دهیم.

 

ملاک‌های تشخیص اختلال روانی

  • دور شدن از هنجارهای مقبول اجتماعی

در هر فرهنگ و هر جامعه، نورم‌هایی وجود دارند که تخطی از آن‌ها ناهنجاری تلقی می‌شود. پس چنانچه رفتاری از ما بروز کند که منافی هنجارهای اجتماعی باشد، می‌تواند به عنوان اختلال روانی توجیه شود. در این بین ذکر این نکته نیز لازم به نظر می‌رسد که انحراف از هنجارهای اجتماعی از این جامعه به جامعه دیگر متفاوت است و چیزی که در یک جامعه نورم و عادی تلقی می‌شود، در جامعه‌ای دیگر می‌تواند غیر عادی محسوب شود؛ مانند نوع پوشش افراد؛ از اینرو برای گرفتن تشخیص اختلال روانی به ملاک‌های بیشتری نیاز است.

  • غیر انطباقی‌بودن رفتار

دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند که غیر انطباقی‌بودن رفتار بیش از انحراف از هنجارهای اجتماعی، گویای اختلال روانی است؛ زیرا رفتار بر کیفیت زندگی اشخاص و افراد جامعه تأثیر می‌گذارد. بنابراین رفتار نابهنجار و ناسالم که پیامدهایی برای شخص و جامعه دارد، بهزیستی شخص را مختل می‌کند و نوعی اختلال روانی است یا می‌تواند اختلال روانی ایجاد کند.

  • پریشانی شخصی

این ملاک ناظر به احوال درونی شخص برای تشخیص اختلال روانی است. این شاخص بیان می‌کند که فردی که دچار اختلال روانی شده، احساس پریشانی دارد و خود را در رنج و عذاب حس می‌کند. اضطراب، افسردگی، بی‌اشتهایی، بی‌خوابی و دردهای بدنی که متعاقب درگیری‌های ذهنی رخ می‌دهند، نمونه‌هایی از این شاخص هستند.

اما به صورت جمع‌بندی باید گفت هیچ‌یک از این سه شاخص به تنهایی بازگو کننده اختلال روانی نیستند؛ زیرا باید به صورت یک مجموعه و کل در نظر گرفته شوند تا شاخص‌های اختلال روانی را پر کنند. وجود دو یا سه شاخص از این سه عامل، می‌تواند ملاک تشخیص باشد.

روش‌های درمان اختلالات روانی

روانپزشکی حد فاصل بین روان‌شناسی به معنای مطالعه ذهن و رفتار و عصب‌شناسی به معنای مطالعه مغز و سیستم عصبی است که علائم بیماری را به روش‌های زیر ارزیابی می‌کند:

• آسیب فیزیکی
• تأثیر بیماری
• سابقه زندگی فرد
• شرایط و رویداد های بیرونی (از جمله آسیب‌های روحی یا خشونت)
• مصرف مواد بر وضعیت روانی و رفتاری فرد

پس از بررسی موارد فوق، روان‌پزشک از ابزارهای تشخیصی زیر برای تشخیص و درمان بیمار استفاده می‌کند:

• ارزیابی بیمار به وسیله تست‌های مختلف روان‌شناختی
• تشخیص‌های زیست‌پزشکی
• معاینه وضعیت روانی بیمار
• معاینه وضعیت فیزیکی بیمار
• روان‌درمانی به معنای ملاقات‌های منظم روان‌پزشک با بیمار به منظور شناخت مشکلات، رفتار، افکار، عواطف و روابط بیمار با خانواده و سایر افراد جامعه

پس از تشخیص اختلال روانی، روان‌پزشک از طریق زیر به مداوای بیمار می‌پردازد:

• دارو درمانی
• روان‌ درمانی به وسیله کشف الگوهای فکری – رفتاری، تجارب گذشته بیمار و دیگر عوامل بیرونی و درونی، به منظور یافتن راه‌کار حل مشکلات بیمار
• تحریک عمیق مغزی
• همکاری روان‌شناس و روان‌پزشک در مواردی که بیمار علاوه بر نیاز به دارو، به درمان‌های شناختی یا رفتاری یا شناختی – رفتاری نیاز دارد.

 

تأثیر دارو درمانی بر بهبود بیماری روانی

میزان تأثیر دارو درمانی

اختلالاتی وجود دارند که درمان آن‌ها نیاز به درمان دارویی دارد. برخی از این اختلالات باید در سنین کودکی تشخیص داده شوند و مداوای آن‌ها از طریق دارو درمانی پیگیری شود در غیر این‌صورت در بزرگ‌سالی می‌تواند عواقب جدی ایجاد کند؛ از جمله بیش‌فعالی یا اختلال وسواس و یا اختلال دو قطبی و از همه مهم‌تر طیف اسکیزوفرنی.

بنابراین دارو درمانی می‌تواند در پیش‌گیری از حادتر شدن بیماری و بهبود آن، مثبت و مؤثر واقع شود. به طور کلی استفاده از دارو درمانی در 6 وضعیت به شرح زیر توصیه و استفاده می‌شود:

• داروهای ضد افسردگی به منظور درمان افسردگی، اختلالات اضطرابی، اختلال خوردن و اختلال شخصیت مرزی
• داروهای ضد روان‌پریشی به منظور درمان اسکیزوفرنی و دوره‌های شیدایی و روان‌پریشی
• داروهای ضد اضطراب به منظور درمان اختلالات اضطرابی
• داروهای آرام‌بخش از جمله خواب‌آور، آرام‌بخش و داروهای بی‌هوشی به منظور درمان اضطراب مقطعی، بی‌خوابی و ترس
• داروهای تعدیل‌کننده اعصاب به منظور درمان اختلال دو قطبی و اسکیزوفرنی عاطفی
• داروهای محرک به منظور درمان ADHD و حمله خواب

گروه همراه

گروه همراه یک کلینیک روان‌شناسی – روانپزشکی متشکل از تیم ورزیده و متخصصان حوزه روان‌شناسی و روانپزشکی است که می‌تواند در تشخیص و درمان اختلالات روانی به شما کمک کند. اگر اختلال روانی بیمار شما به گونه‌ای است که نیاز به همکاری روانشناس و روانپزشک به صورت همزمان دارد، کلینیک گروه همراه بهترین خدمات را به شما اعطاء می‌کند. با مشاوران ما تماس بگیرید تا به صورت تخصصی از خدمات این مرکز برخوردار شوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فهرست مطالب

دسته‌بندی نشده

نوروفیدبک چیست و چه کاربردی دارد؟

نوروفیدبک به زبانی ساده نوعی روش آموزش به مغز است. یعنی مغز به واسطه اطلاعات عصبی که به دستگاه عصبی مرکزی منتقل شده است یاد می گیرد که چطور خود را اصلاح نماید.از این تکنیک برای درمان بیش فعالی و

ادامه مطلب »
جلسه روان‌درماني به سبك فرويد
روانشناسی

روانكاوی كوتاه مدت چيست و روش درمان چگونه است؟

همه چيز درباره روانكاوی كوتاه مدت هنگامی كه صحبت از روان‌درمانی مطرح می‌شود، رویكردهای فراوانی وجود دارند كه می‌توان به كمك آن‌ها مشكلات شخصیتی و اختلالات رفتاری را درمان نمود. هر رویكرد ویژگی‌های خاص خود را دارد و برای درمان

ادامه مطلب »
نیاز به کمک دارید؟ پیام دهید